پآسخ محمد اسحق توخی به برخی محتویات خاطرات وکیل سابق وزیر خارجه

Omaid Watanyar's photo.
پآسخ محمد اسحق توخی به برخی محتویات خاطرات وکیل سابق وزیر خارجه

خوش بود گر محک تجربه آيد به ميان
تا سيه روي شود هر که در او غش بود

محمد اسحاق توخى دستیار شهید دکتور نجیب الله در پاسخ به برخی از محتویات کتاب خاطرات عبدالوکیل سابق وزیر خارجه دولت جمهوری افغانستان چنین می نویسد.

اخيرا” بمناسبت بيستمين سالگردشهادت دكتورنجيب الله مصاحبه ها و ابراز نظرها در مورد عوامل سقوط حكومت دكتورنجيب الله ازطريق سرويس فارسى بى بى سى به نشررسيده است.
ازجمله تبصره هايى درموردنظرات عبدالوكيل كه دران سألهاسمت وزارت خارجه را داشت وبه تازگى درخاطراتش انتشاريافته است نيزبه چشم ميخورد.
درخاطرات عبدالوكيل علل سقوط دولت درسال ١٩٩٢ چنين برشمرده شده است :
اختلاف درون حزبى ، ” عدم حمايت اجتماعى حزب ” ، سياست ناروشن اشتى ملى به عنوان جايگزين جنگ واتكاى بيش ازحد حزب ودولت بيك رهبر، به عنوان عوامل داخلى و همچنان حمايت خارجى ازمجاهدين ، برقرارى ارتباط بين روسيهءفدراتيف ومجاهدين وسفرانها درنوامبر1991به ماسكو،قطع كمكهاى نظامى ،اقتصادى روسيه به افغانستان وخوشبينى بيش ازحد دكتورنجيب الله به طرح بينان سيوان نمايندهء سازمان ملل ، بحيث عوامل خارجى ارائه شده است . عبدالوكيل باتاكيدبراهميت مورداخر، طرح بينان سيوان را “نيرنگى” دانسته كه سرانجام دكتورنجيب الله راتشويق به اعلام كناره گيرى وانتقال قدرت به حكومت انتقالى مطابق طرح سازمان ملل كردوحكومتش رادرمعرض سقوط قرارداد.
عبدالوكيل درخاطراتش تلاش بخرچ داده است تااعلاميهء ٢٨ حوت ١٣٧٠ش مطابق (١٨مارچ ١٩٩٢م رييس جمهورنجيب الله رابحيث علت وبغاوت مليشهء. عبالرشيد دوستم و مومن راكه به ائتلاف شمال مشهورشده بود بحيث معلول بخورد خواننده داده وچنين نتيجه گيرى نموده است كه اگراعلاميهء ١٨مارچ ١٩٩٢ صادرنمى شد؛ جريانات دركشورروال معمول
خودراطى ميكردودولت جمهورى افغانستان به سقوط مواجه نمى شد. درحاليكه چنين نبود.بغاوت مليشهء دوستم وشكل گيرى توطهء تخريب عمليهء صلح ملل متحد،پيامد و مولود مستقيم سفر برهان الدين ربانى به ماسكوواعلاميهء دولت فدراتيف روسيه بودكه بكمك مستقيم يك حلقهء معين در رهبرى حزب وطن ويكتعدادجنرالان در قواى مسلح انجام پزيرفت .

حوادث ورويدادها دراواخر١٣٧٠ نشان ميدهدكه دولت روسيه تحت رهبرى بوريس يلسين مصئونيت وستر سرحدات روسيه رادريك استراتيژى جديد؛ يعنى اعمار يك نوار در سرحدات اسياى ميانه دروجوديك حكومت اسلامى دوست ماسكو در افغانستان تعويض كرد؛ كه سفربرهان الدين ربانى درعقرب ١٣٧٠ش مطابق (نوامبر١٩٩١م) درماسكو تجسم مادى اين استراتيژى جديد روسيه بود . دربخشى ازاعلاميهء مشترك مجاهدين ومقامات روسيه امده است :
“طرفين انتقال تمام صلاحيت هاى دولتى رادرافغانستان به حكومت انتقالى اسلامى تائيدميكند… “
تحقق اين اعلاميه واستراتيژى جديدروسيه بدون براندازى دولت دكتورنجيب الله امكان پذيرنبود . درحقيقت پس از صدور اعلاميهء مذكور دو پلان دربرابر هم قرارگرفت :
١- پلان پنج فقره يى صلح ملل متحد .
٢- پلان تائسيس حكومت انتقالى اسلامى تحت حمايت ماسكو .
ازهمين جاست كه بغاوت مليشهء دوستم درچارچوب يك برنامهء خاص زيرنظرشبكه هاى استخباراتى روسيه ، ايران ، پاكستان وعربستان سعودى شكل گرفت كه عامل ناكامى عمليه صلح متحدشد. هدف اصلى بغاوت درشمال بقدرت رسانيدن حكومت مورد نظر ماسكو دركابل بود. درصورتيكه هدف مليشهء دوستم وائتلاف شمال صرفا” كنار رفتن دكتور نجيب الله ازقدرت ميبود أصولا” اين هدف شان با صدور اعلاميهء ٢٨ حوت ١٣٧٠ دكتورنجيب الله بدست امده بود.
درحاليكه چنين نبود ؛ بلكه هدف اصلى بقدرت رسانيدن حكومت اسلامى مورد نظر ماسكو در كابل بود .

روسيه بازى اپراتيفى اش رابابرخى ازاعضاى رهبرى حزب وطن طورى سازمان دادكه به انهاگفته شده بود نجيبب الله حاضرنيست ازقدرت كنار برودوسياست مصالحه راتحقق بخشد بنابران اگر دكتورنجيب الله ازقدرت كنارزده شود، تنظيم هاى مجاهدين بشمول احمدشاه حاضر هستند با رهبرى حزب وطن (منفى نجيب الله) مصالحه نموده ويك “تركيب جديددولتى” را بوجود بياورند كه درصورت تطبيق اين سناريو به تطبيق عمليهء صلح ملل متحدضرورت ديده نمى شود به همين دليل بودكه درپس فرداى پناهنده شدن دكتورنجيب الله به ملل متحد داد و فرياد عبدالوكيل به
حيث “وكيل كودتاچى ها” بلند شد كه نجيب الله مصالحه نميكرد فقط حرف ميزد. درهمين روزبود كه ازجانب كودتاچيان مژدهء كناررفتن او بحيث مانع صلح بمردم داده شد.
واقعا” اگرچنين معاملهء پنهانى يك حلقهء معين رهبرى حزب وطن بحيث ستون پنجم درمركزكشورصورت نميگرفت ، براى قطعهء مليشهء دوستم وشركايش (باوجودحمايت مستقيم ازخارج ) كاملا”دورازامكان بودكه دولت راسقوط بدهند؛ زيرا دولت تجربهء دفع حملات بزرگتررا قبلا”درجلال آباد ، گرديز و كندز ازسرگزشتانده بود.
ببينيم عكس العمل رئيس جمهورپيشين افغانستان دكتور نجيب الله در برابرفشارهاى دولت روسيه چه بود؟ جاى شك نيست كه قطع كمكهاى نظامى واقتصادى روسيه درشرايطى كه دولت ازلحاظ نظامى وبويژه اقتصادى بامشكلات مواجه بود، واقعا”برمحدوديت هاى دولت مى افزود. بادرك همين مشكل بودكه يگانه انتخاب ممكن وقابل دسترسى كه ميتوانست بطورنسبى فشارهاى ناشى ازقطع كمكهاى روسيه را كاهش دهد، توافق باعمليهء پنج فقره يي صلح ملل متحد بود، كه حل بحران را از طريق سياسى ميسرساخته مي توانست .
دكتورنجيب الله تمام مساعى اش را بالاى اين مسئله متمركز نموده بودتاقدرت بيك شوراى غيرجانبدارمتشكل ازتكنوكراتان وروشنفكران افغان درداخل وخارج كشورانتقال يافته و زير چترحمايت ملل متحدبحيث يك موءسسهء جهانى قرار گيرد تاخطردست اندازى گروه هاى أفراطى مجاهدين تشنهء قدرت تاحدممكن جلوگيرى شود. بطورخلص اهميت تطبيق عمليهء صلح ملل متحددرين امرنهفته بودكه:
– قواى مسلح چهارصدهزارنفرى افغانستان ازهم نمى پاشيدوبحيث يك نيروى دفاعى دربرابرمداخلات بيرونى و تامين امنيت وجودميداشت ؛ زيراقواى مسلح به مردم افغانستان تعلق داشت نه به حزب وطن .
– دست پاكستان ، ايران و ساير كشورها در امور داخلى افغانستان قسميكه امروزدراز است ، كوتاه ميبود.
– هزاران كادرمتخصص وكارشناس ملكى و نظامى كه سرمايهء ملى افغانستان بودند مجبوربه فرار از كشور نمى گرديدند.
– مردم شهركابل وساير شهرها مورد قتل وغارت و تخريب گروه هاى مسلح مجاهدين قرار نمى گرفتندً وتاء سيسات زيربنايى اقتصادكشورويران نمى شد.
– حضورسياسى وتشكيلاتى حزب وطن در داخل كشور دركنار ساير احزاب سياسى وسازمانها درچارچوب يك پلوراليزم سياسى ؛ طوريكه درميكانيزم حل سياسى شامل شده بود حفظ ميگرديد وبه فعاليت قانونى اش ادامه ميداد.
حالااين پرسش مطرح ميگردد، درهمان مقطع زمانى كه كمك هاى نظامى واقتصادى روسيه قطع شده بود وظيفهء جناب عبدالوكيل بحيث عضوهياءت اجرائيه حزب وطن و وزير امور خارجه دران اوضاع حساس تاريخى بخاطرجلوگيرى ازسقوط وفروپاشى دولت وحفظ جان مردم افغاتستان ؛ ازجمله صدهاهزارباشندهء شهركابل وده هاهزارعضوحزب كه درسنگرهاى داغ دفاع ازوطن قرارداشتندچه حكم ميكرد؟
خلاصه اوبحيث وزيرخارجه چه مشوره اى رابايدبه رئيس جمهورارائه ميكرد؟
تاجاييكه منطق حوادث درهمان مقطع زمانى حكم ميكرد، جستجوى راه حل سياسى نسبت به هرانتخاب ديگرمرجح بود. درصورتيكه جناب عبدالوكيل موضعگيرى وتصميم دكتورنجيب الله رادرراستاى توافق باعمليهء پنج فقره يى صلح ملل متحدبراى رفع بحران كشورمفيدوموءثرنميدانست ومخالف ان ميبود ، أصولا”بايددوكارراانجام ميداد:
– يابايدبديلى راكه نسبت به عمليهء پنج فقره. يى صلح ملل متحد بهتروموثر تر ميبود به رهبرى حزب ودولت رسمآ پيشنهاد ميكرد وهردو مقام را در مورد پيامدهاى طرح صلح ملل متحد (كه ازنظراوتوطئه سقوط دولت ناميده ميشود) برحذرميداشت ؛ درصورتيكه ديدگاه ودلايلش قبول نمى شد به طرح مذكورراى مخالف ميدادودرنهايت اين حق هم برايش محفوظ بود كه به خاطرمنافع كشورازسمت هايش درهيات رهبرى حزب وازرهبرى وزارت خارجه استعفا داده و در يك اطلاعيهء رسمى ويا يك مصاحبهء مطبوعاتى مردم را از تصميم خوداگاه ميساخت . برعكس او درپاى مصوبهء رهبرى حزب وطن و دولت جمهورى افغانستان مبنى برتطبيق عمليهء صلح ملل متحد از توافقش امضاء نمود؛ ولى مخفيانه بايك جانب ازمخالفين مسلح دولت ؛ يعنى شوراى نظارجميعت اسلامى وارد يك معاملهء پنهانى شد.
هنگاميكه بتاريخ ١٥اپريل ١٩٩٢ به توافق ومعاملهء مخفى يكتعداد جنرالان قواى مسلح وبرخى ازاعضاى رهبرى حزب وطن ميدان هوايى كابل بوسيلهء گروه هاى شؤراى نظار
ومليشهء عبدالرشيددوستم اشغال گرديد ودكتورنجيب الله ناگزيربه دفترسازمان ملل متحد در كابل پناهنده شد؛ روز بعد عبدالوكيل وزيرخارجه دريك كنفرانس مطبوعاتى ظاهر شد و رئيس جمهورنجيب الله را ” دكتاتورمنفور ” گفت و بباد ناسزا گرفت .
موصوف به خبرنگاران ميگفت : كه ” دكتورنجيب الله مصالحه نميكرد، فقط حرف ميزد. مصالحه باكى ؟ دركجا ؟ عبدالوكيل ميگفت شماديديدكه ماچگونه مصالحه نموديم . من امروز با برادراحمدشاه مسعود ملاقات نمودم . برادر مجاهد و بزرگوارامرصاحب شوراى نظار…و ازين قبيل كلمات… خلاصه أويك شبه رهء صدساله رفت وگفت شما خواهيد ديد كه ماچگونه در كنار برادران مجاهدخود از امنيت خواهران وبرادران خوددرشهركابل دفاع خواهيم كرد….
برخلاف اين ادعاهاى بلندبالاجناب شان بزودى با پاسپورت ديپلوماتيك به”پاس خدمات برجسته اش” در انتقال قدرت به مجاهدين به مشايعت نجيب الله مجددى وزيرصحت عامهء حكومت مجاهدين تاميدان هوايى كابل بدرقه گرديد. چراجناب عبدالوكيل باچنين يك مسئلهء سرنوشت ساز ملى براى مردم خسته ازجنگ افغانستان برخورددوگانه نمود؟ تاجائيكه شواهدنشان ميدهد روسيه تنهابه قطع كمكهاى اقتصادى ونظامى اقدام نكرده بود؛ بلكه علاوه برقطع كمكها براى براندازى وسقوط دولت جمهورى افغانستان نيزتصميم گرفته بود. واضح است كه ماسكوبراى تطبيق سناريوى خودبه ابزار و وسايل براندازى درداخل كشور نياز داشت و طوريكه درعمل ديده شد اين ابزارها و وسايل هم درداخل رهبًرى حزب وطن وهم درقواى مسلح كشوردرخدمت شان
قرارگرفت . براى روشنى بيشتربه سخنان ويكتوركارگون امرشعبهء افغانستان درانستيوت شرق شناسى اكادمى علوم روسيه مراچعه ميكنيم : ” ويكتوركارگون ضمن تبصره بر سيرانكشاف بعدى حوادث بعد ازخروج نيروهاى شوروى ، سفر هياء ت مجاهدين تحت رياست برهان الدين ربانى را به ماسكو درسال ١٩٩١ شش ماه قبل ازسقوط رژيم نجيب الله ياداورى نموده اوگفت كه بايدبالاى نيروهاى مختلف اتكاء مى شد؛ ولى فقط مابرشمال كه اقليت هاى ملى هم تبار با دوستان اسياى ميانهء مادران زندگى ميكردند؛ اتكا نموديم. اين يك اتكاى كاذب وغيردور انديشانه ” ناعاقبت انديشانه “بود. (1) .
منظورويكتوكارگون مليشه هاى عبالرشيددوستم ،جنرال موء من وسيدمنصورنادرى و جميعت اسلامى است كه تحت نام ائتلاف شمال بوجودامده بود. علاوه برمصاحبهء فوق الذكر
جنرال لياخوفسكى درخاطراتش بنام ” طوفان درافغانستان ” درارتباط سقوط پروان وبگرام به دست احمدشاه مسعود با استفاده از ارشيف سفارت روسيه دركابل مى نويسد:
“رخدادهادركابل براى سرنوشت كشورهرچه تعين كننده تر ميگردد. احمدشاه مسعود در نظر دارد بابهره گيرى از سراسيمگى و سردرگمى درميان رهبران افغانستان ؛ كه ناشى از تهاجم مجاهدين است ، نجيب الله راناگزيرميسازدتاازقدرت دست بكشدوبااين كارزمينه رابراى تشكيل شالودهء حكومت شوراى نظارفراهم گرداند. اين تقاضاازرئيس جمهورافغانستان ازسوى فريدمزدك، محمدرفيع ،عبالوكيل ونجم الدين كاويا
نى ازقول مسعوددرنشست بامدادى كميتهء اجرائيهء شوراى مركزى حزب وطن ،قبلا” بتاريخ ١٤ اپريل ١٩٩٢ صورت گرفته بود. مسعود مصمم بود؛ درصورت رد اين تقاضا از سوى رئيس جمهور، ازفشارنظامى با كاربرد نيروى هوايى وستون پنجم زير زمينى خودودسته هاى شوراى نظاركه به كابل رخنه نموده بودند حدود (١٥٠٠نفر) وهمچنان هواداران بيشمار خود دركابل بكاربگيرد. درين رابطه شب ١٥ اپريل ؛ نشست فوق العاده واضطرارى كميتهء اجرائيهء شوراى مركزى
حزب وطن بدون حضورنجيب الله برگزارگرديد؛ كه دران فيصله شد با مسعود و دوستم به مقصد جلوگيرى از سرازير شدن گروه هاى تند رواپوزسيون به كابل واردگفتگوشوند.
درنتيجهء تماس هاى انجام شده ، رهبرشوراى نظارپيشروى گروههاى خودرامتوقف گردانيدو دوستم توافق نمود “حدود٤٠٠٠نفر” را براى تقويت پايتخت افغانستان بگمارد؛ درين حال نمايندگان گابل كناره گيرى نجيب الله راتضمين نمودند. تاكنون ٢٠٠٠ نفربكابل انتقال يافته اند.
نيروهاى مسعود درهماهنگى بافيصلهء (شوراى مشترك )به حومهء شمال خاورى كابل استقراريافته ودرنظردارنديكجا بانيروهاى دوستم فرودگاه پايتخت رازيركنترول بگيرند… ” (٢)
براى روشن شدن هرچه بيشتر موضوع به صحبت احمدشاه مسعود دربرابر هوادارانش در پروان وكاپيسا كه كليپ ويدويى ان ازطريق انترنيت قابل دسترسى است مراجعه ميكنيم :
“رهبران جهادى نمى گوييم كه همهء شان ، ارام ارام رابطى بادكتورنجيب الله برقرار ساخته بودند؛ كسى منكرنيست ، چندين كس رامى شناسيم كه درروم ايتاليا، بانماينده هاى
نجيب ديدند. ماوشماانرادرراديوشنيديم ودرداخل كشور، وقتيكه انسان مطالعه ميكرد ومي ديد يك جبههء فعال وزنده يى كه امادگى اينراداشته باشدكه توطه هارادرهم بشكناند وفورا” دست به حركتى بزند باان اندازه يى كه براى دفع اين دسايس مطلوب مى بودبه چشم نمى خورد.
غربى هاكه هدف شان ازاول تاامروزمنافع خودشان بود، نى پيروزى اسلام . با درنظر داشت اين مسئله اينها خوديك حالتى رابوجوداورده بودندكه مجاهدين ضعيف شوند و با استفاده ازين فرصت درصدداين بودندكه دراخرين روزها ثمرهء جهادراخودشان ببينندوحكومت دست نشاندهء شانرابنام حل سياسى تحت پوشش ملل متحدبنام حكومت بيطرف داخل كابل بسازند و انروزهاراهمهء مابيادبياوريم كه چقدردرداوربود؛روزى كه ١٤سال جهادما،بيش ازپنج مليون اوا
ره وبيش ازيك يايكنيم مليون شهيدومعلول ، اخرين روزها احساس ميكردند كه قدرت اين را كه نجيب راسرنگون نمايند ندارند و ميديدند كه سرنوشت شانرا ازبيرون چه غربى هاوچه كشورهاى ديگردر فكر تعيين كردن هستند وهمين هاهستند كه حكومت بيگانه را ، ميخواهندبياورندودركابل
به قدرت برسانند. فراموش نمى كنيم انروزهارا كه حتى تعدادى ازاحزاب بشمول حزب اسلامى حكومت بيطرف راپذيرفتندوده نفرنماينده. هاى شانراتعيين كردند و حاضر شدندكه حكومت تحت زعامت ملل متحد و مطابق فيصلهء ملل متحدراقبول مى كنند. بافتح پروان ووفتح بگرام بود چيزى كه كس اصلا” تصورنمى كردكه دراخرين لحظات همچو حركتى صورت بگيرد. شما مى فهميدكه فقط يكروز باقى مانده بود؛ يعنى يكروزبعدحكومت بيطرف به سمت كابل حركت مى كرد و قواى ملل متحدبه تعقيب ان ميرسيد.
فقط دراخرين روزگفتم كه الحمدالله جلوتوطئه گرفته شدواين افتخار راخداوند نصيب مردم پروان وكاپيساى ماساخت واين مردم بافداكارى وايثارى كه ازخودنشان دادند ، پروان را فتح كردند بگرام رافتح كردندويكبارصفحه به شكل ديگربرگشت …” (٣)
عبدالحفيظ منصور،جميعتى سابقه دارووكيل پارلمان درموردناكامى باصتلاح حكومت مجاهدين به بى بى سى چه ميگويد:
” درميان عوامل دوام جنگ وبحران درزمان دولت دارى مجاهدين سه عامل بيش ازهمه نقش ايفاء كردند.
عامل نخست برميگرددباين مسئله كه احمدشاه مسعودنگذاشت طرح بينان سيوان نمايندهء خاص ملل متحددرامورافغانستان جامهء عمل بپوشدوحكومت بيطرف ايجادگردد بگونه كه نيروهاى زيرفرمان احمدشاه مسعود دراستانهء شكل گيرى حكومت بيطرف كابل را متصرف
شدند ؛ بدين ترتيب تصرف كابل ازسوى نيروهاى احمدشاه مسعود درواقع مقابله باملل متحد بود …. ” (٤)
به همين ترتيب صالح محمد ريگستانى ، يكى از همراهان نزديك مسعود، سابق اتشهء نظامى “جمهورى اسلامى افغانستان “در روسيه ونمايندهء قبلى ولسى جرگه درمصاحبه اش با دميترى ديرختوروف درسايت “فارسى رو ” بنام تجربهء تلخ مسعود بيان داشته است :
” يكى ازاشتباهات مسعوددران زمان درواقع خوددارى از مفكوره ايجاد حكومت ائتلافى بودكه سازمان ملل متحد پيشنهاد ميكرد. حكومت بايدكابينهء موء قت راتشكيل ميداد… درمجموع سناريويى عملى مى شدكه بعدا”درسال ٢٠٠١ – ٢٠٠٢ پس ازطالبان عملى گرديد. “
ريگستانى علاوه ميدارد: ” امادسته هاى مسعود، برخلاف پلانهاوتلاش هاى ملل متحد داخل كابل شدند.اشتباه مسعود اين بودكه او به پلانهاى ملل متحد توجه نكرد. ” (٥))
اگربه محتواى صحبت ويدويى احمدشاه مسعودومصاحبه هاى عبالحفيظ منصور، صالح محمد ريگستانى وگزارش سفارت روسيه دركابل دراپريل ١٩٩٢ درنوشتهء جنرال لياخوفسكى توجه شود، نقطهءمركزى درهرچهارمصاحبهء بالا اعتراف به جلوگيرى ازتطبيق عمليهء صلح ملل متحد كه (دكتورنجيب الله براى تحقق ان مساعى به خرچ ميداد) بوسيلهء احمدشاه مسعود و به همدستى مستقيم برخى از رهبرى اعضاى حزب وطن ؛ چون محمودبريالى ، عبدالوكيل ، نجم الدين كاويانى ، فريداحمدمزدك وجنرال نبى عظيمى ، جنرال اصف دلاور، جنرال نورالحق علومى ، جنرال عبدالحق علومى وجنرال عبدالفتاح قوماندان قواى هوايى و يكتعداد ديگر كه تصاوير شان درويدوكلپ هاوسيعا” انتشاريافته است ميباشد.
برميگرديم به بررسى مختصرصحبت احمدشاه مسعود، او اعتراف مى كند كه در داخل كشوركدام جبهه يى كه جلو توطه ها را(منظورش عمليهء صلح ملل متحدبود) بگيردبه چشم نمى خورد ويا مى گويدكه همه احساس ميكردند كه قدرت سرنگونى نجيب الله را ندارند. پس احمدشاه مسعود اين قدرت سحرافرين و معجزه اسا را بگفتهء خودش فقط در يكروز از كجا بدست اورد كه از هفت خوان رستم گذشت وتمام تاءسيسات نظامى وملكى پروان وميدان هوايى بگرام رافتح كرد؟ اهالى پروان وكاپيسا درطول چهارده سال جهاد كجا بودند كه درظرف دو روز بسيج شدند و تاريخ راورق زدند؟ .
مسعود به همدستى كدام نيروهااين توانمندى راپيداكرد كه ياءس ونااميدى خودرا بيك بارگى به اميدوپيروزى تبديل نمايد و در اخرين ساعت هااز عمليهءصلح ملل متحد جلوگيًرى نمايد؟ پاسخ اين پرسش درلابلاى اسناد سفارت روسيه دركابل درنوشتهء لياخوفسكى كه قبلا” ذكر شد و اظهارات روتسكوى معاون رئيس جمهورفدراتيف روسيه ، بوريس يلتسين كه درپايان سفر ربانى به ماسكودرعقرب ١٣٧٠ خورشيدى (نوامبر١٩٩١م) اظهارداشته بودبه سهولت دريافت شده ميتواند. روتسكوى گفته بود:
” من چيزى راكه وعده دادم طى يكماه اينده ملاقات هايى با ايران ، پاكستان و سعودى انجام خواهم داد؛ كه چگونه قدرت رابه حكومت انتقالى اسلامى انتقال بدهيم وتوافق
هاى مندرج اعلاميه (٥) بايدازطرف ماوشمادرعمل پياده شود. ازمطبوعات دعوت ميكنم تاهمه چيز را فلمبردارى كنند و انچه توافق شده ، مشتركا” به خبرنگاران ميگوييم . (٦)
با تآسف فراوان كه براى پياده كردن اعلاميه كه درفوق ذكر شد مهره هاى معلوم الحال دررهبرى حزب وطن ؛ ازجمله عبدالوكيل ، محمودبريالى ، كاويانى ومزدك ودر قواى مسلح افغانستان كه بحيث ابزار و و سايل درتخريب عمليهء صلح ملل متحدسهم گرفتتند؛ نه تنها موجب بقدرت رسيدن بنيادگرايان مذهبى ؛ موجب براندازى نظام دولتى وانحلال كامل اردو چپاول سلاح و وسايط ان بدست جنگسالاران وبنيادگرايان گرديدندكه تاكنون هم بامصرف ملياردهادالر، مردم افغانستان ازنداشتن يك اردوى كه بتواندازامنيت و ارامش كشورشان به شكل موثردفاع نمايد، رنج مى برند.
دكتورنجيب الله بمنظورتطبيق عمليهء صلح ملل متحد در ٢٨حوت ١٣٧٠ش(١٨مارچ ١٩٩٢م) اعلاميه اش رامبنى بر كنار رفتن ازقدرت صادر نمود. اعلاميهء مذكوًرموردتوافق تمام
ارگأنهاى دولتى ، حزبى ، متحدين سياسى ، رهبرى ولسى جرگه , مشرانوجرگه وغيره سازمانها قرار گرفته و درپاى اعلاميهء مذكورامضاء نمودند؛ اماعبدالوكيل در جلد دوم خاطراتش در صفحهء ٨٤٣ چنين وانمود ميكند كه اعلاميهء مذكور تصميم شخص دكتورنجيب الله بود.
اكنون اين پرسش بوجود مى ايد كه چرا امضاهاى مقامات يادشده درپاى اعلاميهء مذكوردركتاب خاطرات عبدالوكيل كه امضاى خودش هم دران موجوداست بطورعمدى از چاپ
انداخته شده است ؟ (٧)
صدوراعلاميهء مذكوربه اين مفهوم بودكه مخالفان دكتورنجيب الله چه درداخل حزب و دولت وچه درخارج ازان ديگركدام دليل نداشتندكه متوسل به كدام اقدام ديگر براى كنار زدن دكتورنجيب الله ازمقام رهبرى دولت مى شدند ؛ زيرا تطبيق عمليهء صلح ملل متحد هدف شانرا در مورد كنار رفتن موصوف براورده مى ساخت . درغيران هرگونه اقدام نظامى معناى كنارزدن دكتورنجيب الله را ازقدرت نميداد (چراكه خودش كناررفتن خودرا ازدولت بمنظورتطبيق عمليهءصلح ملل متحدرسما”اعلان نموده بود. ) بلكه به معناى سبوتاژ و تخريب عمليهء صلح ملل متحد و زمينه سازى براى تاه سيس حكومت ائتلافى اسلامى موردنظرماسكوبابخش هايى ازمجاهدين بود كه نتوانستند ازعهدهء انجام ان بدرايند.
حاصل جمع شواهدوحقايقى كه درفوق توضيح گرديد اين نتيجه گيرى را بدست ميدهد ؛ انعده اشخاصيكه درمقام هاى رهبرى حزب وطن ، دولت ان وقت جمهورى افغانستان و رهبران تنظيم هاى جهادى كه ازقبول وتعميل عمليهء صلح ملل متحد بحيث يك موءسسهء بين المللى سر باز زده وانرا تخريب نمودند كه بالاخره منجربه سبوتاژ عمليهء مذكور و فروپاشى نظام دولتى ، تخريب شهركابل وقتل بيش از هفتاد هزار باشندهء كابل گرديدندهمهء شان در برابر قرارداد مذكور و افكار عامهء افغانستان وتاريخ كشورمقصرومسوول اند وظيفه ومسووليت ملى دولت هاى بعدازپروسهء بن وادامهء ان بشمول حكومت دورهء حامدكرزى واشرف غنى ايجاب ميكند كه زمينهء استرداد دارايى هاى به غارت رفتهء ملى ؛ به گونهء مثال ، تخريب بى رحمانهء شهر كابل وزيرساخت هاى اقتصادى كشور، اتلاف وغارت سلاح ووسايط قواى مسلح افغانستان را از مسوولين ان در داخل كشور وحكومت هاى پاكستان وبرخى ازحكومت هاى ديگر در منطقه راكه
درين مسووليت شريك ميباشند ، فرآهم سازند. بايد عبدالوكيل متوجه اين امرباشد كه خود وى نيز در براندازى دولت جمهورى افحغانستان وتخريب پروسهء صلح ملل متحد سهم فعال و بارزى داشت كه دربرابرمردم افغانستان پاسخگوى مى باشد.
( پايان )
يادداشت :
درمورداستفادهء غيرقانونى اسنادمحرم دولتى خاطرات عبدالوكيل قابل ياداوريست كه عبدالوكيل درجلددوم صفحهء ٩٦٦ خاطرات خوددرموردفوتوكاپى جريان مذاكرهء رسمى خودش ولرئيس جمهوروسايرمقامات عالى دولتى باشخصيت هاى مختلف داخلى وخارجى مى نويسدكه خلاصهء ان چنين است:
” ياددشت هاذريعهء كارمندان رسمى وزارت خارجه كه دربوردترجمان ها اجراى وظيفه مى نمودند، ياددشت گرديده اند… همچنان متن اصلى تلگرام هايى كه بوزارت خارجه
رسيده بودندودرين اثرازانها استفاده.بعمل امده نيزدرضمائم موجوداند. ساير اسنادكه داراى حجم زياداست ازنشران درضميمه خوددارى شده …. وهمچنان كاپى صورت مذاكرات ژنيو بنابرحجم زيادان ، نشران بحيث ضمائيم امكان پذيرنبود؛ لذادرنظردارم هم اى انها رايكجابا تمام يادداشتها ومطالب ديگركه درين اثرازان استفاده بعمل امده بعدازنشركتاب بوزارت امور خارجه ء جمهورى اسلامى افغانستان تسليم نمايم .. “
كسيكه حداقل فهم واطلاع ازنحوهء استفاده ازاسناددولتى راداشته بأشددرين عمل غيرقانونى كه وزيرخارجهء سابق افغانستان مرتكب شده است، مبادرت نمى ورزد؛ صورت جلسه وملاقات شخصيت هاى دولتى بحيث اسنادرسمى وسرى دولتى درارشيف مربوطه ثبت و راجسترمى شودوحق استفاده ازان طبق لايحه ومقررهء جداگانه صورت بگيرد؛ بنابران وزير خارجهء سابق افغانستان بطوراشكارمرتكب عمل غيرقانونى شده است .
خنده اوراست كه عبدالوكيل ياداورشده است كه درنظردارد همه اسنادمذكورراكه در اين اثرازان استفاده شده است بعدازنشركتاب بوزارت خارجهء جمهورى اسلامى افغانستان
تسليم ميدهد ؛ يعنى اينكه اوبعدازگذشت بيست وپنج سال ، صلاحيت علنى شدن اسنادمذكور را بخود قايل شده است وتاكنون هم ازين مسئلهء بديهى اطلاع نداردكه اسنادومسايل محرمانه دولتى يك كشوردرچارچوب مقررات مربوطه بنابرتصميم يك مقام مسوول دولتى بعد از سپرى شدن دوره هاى معين زمانى ازطبقه بندى محرمانه خارج مى شود‌ و مورد استفادهء عامه قرارمى گيرد؛ بنابران وزيرخارجهءض سابق افغانستان بطوراشكارمرتكب عمل غيرقانونى شده است كه مستوجب تعقيب عدلى ميباشد ؛ درين صورت تسليمى اسناد مذكور به وزارت خارجه (انهم پس از گذشت بيست وپنجسال ) اين عمل خلاف قانون اورانه توجيه ميكند ونه برائت ازقانون شكنى ميدهد .
لهذامراجع عدلى وقضايى دولت افغانستان مسووليت وظيفوى دارند تااين عمل غير قانونى موصوف رامورد بررسى قانونى قراربدهند .

توضيحات :
(١) نشريهء ازادفارسى ” رو ” صفحهء اول / روسيه وافغانستان گفتگوبا ويكتوركار گون كارشناس امورافغانستان دراكادمى علوم روسيه درموردسقوط جمهورى افغانستان مورخ ٢٠٠٨/٤/۱۷
(٢) دكتورنجيب الله دردفترملل متحدبه ” نگارنده ” گفتندكه درجلسهء هياءت اجرائيه محمود بريالى ، كاويانى ، مزدك ، و وكيل تقاضاى استعفاى مرا مينمودند. سليمان لايق بحيث
سخنگوى شان درموردانجام يك ائتلاف باشوراى نظار ابراز نظرميكرد. به نظردكتورنجيب الله در عقب همهء انها سفارت روسيه دركابل قرارداشت ؛طوريكه درنقل قول لياخوفسكى هم وضاحت يافته است جنرال رفيع درجلسه حضورداشت ؛ ولى سوال استعفاى رئيس جمهورر را مطرح نكرده بود.
منبع اطلاعات سفارت روسيه دركابل . اپريل ١٩٩٢ كتاب توفان درافغانستان صفحهء ١٧٦ نوشتهء جنرال لياخوفسكى ترجمهء اريانفر.
(٣) برگرفته ازكليپ ويدويي سخنرانى احمدشاه مسعود .
(٤) برگرفته ازمصاحبهء عبداحفيظ منصوربا بي بي سي .
(٥) صحبت ريگستانى باسايت ” فارسى رو “بادمترى ديتروخسف.
(٦) منظوراعلاميهء ماسكو است كه درپايان سفرمجاهدين به ماسكو به رهبرى برهانالدين ربانى وحكومت روسيه صادر شده بود كتاب مجاهدين درماسكو . ( مذاكرات باروسها )
(٧) فوتوكاپى امضاى مقامات دولت جمهورى افغانستان وحزب وطن درپاى اعلاميهء ٢٨ حوت ١٣٧٠ خورشيدى مطابق ١٨مارچ ١٩٩٢ جمهورى افغانستان.

Comments are closed.


Hit Counter provided by technology news