جاسوس هفت زبانۀ روسی درکابلج

جاسوس هفت زبانۀ روسی درکابل

چه گونه یک جاسوس روسی در افغانستان قرن نوزده،  از انگلیس جلو زد.
از سایت «RBTH» 
نویسنده: اجی کمالاکران
ترجمه: رزاق مأمون

 

در مراحل اولیۀ رقابت های دپلوماتیک روسیه- انگلیس در افغانستان که بعد ها نام «بازی بزرگ» به خود گرفت، ایوان (جان) ویتکوویچ یک افسر نظامی روس، یکی از بازیگران کلیدی یی بود که با امیر دوست محمد خان طرح دوستی ریخته و در بارۀ فعالیت های بریتانیا درین کشور اطلاعاتی را گرد آورد.
درچند دهه نخست قرن نوزده هم، روسیه و امپراتوری بریتانیا به طور فزاینده یی در تصادم با همدیگر قرار داشتند. دراثر پیشروی های روسیه در استقامت جنوب در درون آسیای میانه صورت گرفت، و بعد تر حضور نیرومند انگلیس درهند، افغانستان عملاً میان دو امپراتوری حایل ( میانگیر) قرار گرفت. 
بریتانیا و روسیه به علت ترس از یکدیگر، اشتیاق داشتند که در افغانستان دست کم یک دولت دوست داشته باشند. در روسیه، رویارویی سیاسی و دپلوماتیک میان دو امپراتوری، «مسابقه سایه ها» نام گرفته و در غرب، «بازی بزرگ» تعریف شده بود. 
نخستین حرکت در مسابقه شطرنج دپلوماتیک از سوی الکساندر برنس یک پویشگر سکاتلندی۲۶ ساله در سال ۱۸۳۱ اجرا شد که به تنهایی از هند به افغانستان و سپس به بخارا سفر کرد. 
کتاب وی «سفربه بخارا» منتشرۀ ۱۸۳۵ روایتی جالب از خطرناک ترین مکان درآن زمان در سطح کره زمین ارزیابی شده است. برنس بعد ها به عنوان نماینده سیاسی بریتانیا در افغانستان، همچنان برای نخستین بار با امیر دوست محمد خان گفت و گو کرد. 
در همان سالی که الکساندر برنس کتابش را انتشار داد یک افسر نظامی جوان روس نیز که در اورنبورگ ( نزدیک مرز کازاخستان) در  تبعید به سر می برد، آماده شده بود که رهسپار آسیای میانه شود. ایوان (جان) ویکتوروویچ ویتکویچ، گروهبان ۲۷ ساله به زبان های روسی، انگلیسی، آلمانی، فرانسه ای، پولندی وهمچنان فارسی و پشتو سخن می گفت.
 وی حین سفر به بخارا از طریق کازاخستان، با حسین علی یکی از نماینده گان امیر دوست محمد خان ملاقات کرد. این دیدار برای ویتکویچ یک آغازکار حرفه یی درخشان و مختصر در ارتباط به افغانستان بود.
امیر افغان، بیزار از نقشه های بریتانیا در قبال کشورش، حسین علی را مأموریت داده بود که با تزار روس دیدار کند. ویتکویچ نماینده افغان را به اورنبورگ و سپس به پترزبورگ پایتخت امپراتوری رهنمون شد. وی به عنوان مترجم خدمت کرد و به دولت روسیه یاری کرد تا در رابطه به اوضاع  سیاسی افغانستان دیدگاه ارزشناکی پیدا کند. 
جاسوس های باهم رقیب در افغانستان 
درسال ۱۸۳۷ از ویتکوویچ خواسته شد که در یک مأموریت سری دپلوماتیک به کابل برود. بریتانیا وقتی توانست مأموریت روسی رد گیری کند، زمانی بود که ویتکوریچ غافلگیرانه با یک نماینده سیاسی انگلیس در فارس ( ایران) رخ به رخ شد. این سوء ظن وجود داشت که روسیه فارسی ها را به حمله بر غرب افغانستان  ترغیب می کند. 
دو مسافر تردست و مهم- ویتکویچ و برنس در ضیافت شب کریسمس در سال ۱۸۳۷ با هم در کابل دیدار کردند. روری استیوارت فیلمساز و سیاستگر در مستندی باعنوان «افغانستان؛ بازی بزرگ» می گوید که «رسیدن هیأت روسی، بریتانیا را در وحشت فرو برد.» 
«آن ها به نوبه خود نسبت به بلند پروازی های روسیه درین کشور به شدت مظنون بودند و این بدگمانی دو جانبه، باعث شد که عملیات استخباراتی خارجی در افغانستان گسترش یابد و افسران رقیب نظیر ویتکویچ و برنس هم گزارش های بی شمار در باره تحرکات یکدیگر شان ارسال می کردند.»
افزون برین، درظرف چند ماه آینده، که ویتکویچ  گزارش های فراگیری در باره فعالیت های بریتانیا در افغانستان ارسال کرد، همچنان توانسته بود دوستی امیردوست محمد خان را به سوی خود جلب کرده و به آسانی خودش را در مسایل این کشور دخیل سازد. اعتبار او چنان بود که ترس و بدبینی انگلیس نسبت به روسیه را درجه اعلی رسانیده بود.  
ستیوارت در مستند تصویری خویش می گوید:
« هروقتی که انگلیس ها یک نقاش روسی را در داخل شهر و درعین زمان یک شکارچی روسی را در خط مرز می دیدند، فوری گمان می بردند که این مسأله یک بازی اطلاعاتی دو گانه است. همین ترس ووهم امپراتوری ها بود که افغانستان را به میدان نبرد تبدیل کرد.»
بازگشت به روسیه
واضح بود که ویتکویچ  تا پایان مأموریت خود اعتماد امیردوست محمد خان را جلب کرده بود. یافته های تاریخی مشعر اند که امیر دوست محمد خان درصورت تعرض انگلیس برافغانستان، تضمین و حمایت روسیه را درین مورد به دست آورده بود. 
چنین تضمین از سوی روسیه هنگامی که جنگ اول افغان- انگلیس، با وجودی که بریتانیا به خاطر یک پیروزی کوتاه مدت درافغانستان بهای انسانی گزافی پرداخت؛ به ثمر نرسید. 
بریتانیا در رابطه به نقش ویتکویچ درافغانستان اعتراض کرد و این سبب شد که پترزبورگ  او را از افغانستان خارج کند. ویتکویچ درماه می ۱۸۳۹ به پایتخت روسیه رسید و از مأموریت موفقانه خود در افغانستان بسیار راضی بود. با این حال، یک هفته بعد از بازگشت به پترزبورگ، مردۀ او دریک  اتاق هوتل که در آن به سر می برد؛ کشف گردید. درکنار جسدش یک تفنگچه و ورق پاره های سوخته نیز یافت شد.
 علت مرگ او خودکشی اعلام شد؛ مگر بسیاری از تاریخ نگاران بدین باورند که وی به قتل رسانیده شد.
ویلیام دالریمپیل- تاریخ نگار- در کتاب «بازگشت شاه؛ جنگ برای افغانستان» نوشته است:
«مرگ ویتکویچ مانند مرگ داستایوفسکی کدام احساساتی را برنیانگیخت و تقریباً از لحظه یی که پیکربی جان وی کشف شد، پایان اسرارآمیز نخستین جاسوس روسی در بازی بزرگ شک و گمان هایی را به بار آورد.»
با وجود آن که ویتکویچ در واقعیت امر، الکساندربرنس را در افغانستان جلو زده بود، بریتانیا حکومت روسیه را در مرگ او مظنون می دانست. مؤرخان روسی بریتانیا را مسئول مرگ وی قلمداد می کنند. 
دالریمپیل می نویسد: « با این حال به نظر بسیاری از ناظران روس، در هر دو مورد- مرگ ویتکوویچ و ناپدید شدن اوراق در باره افغانستان- تمام داشته ها درمورد بازی های خطا از سوی بریتانیا محو شد. گذشته از همه، اوراق گمشدۀ ویتکویچ حاوی جزئیات در مورد استخبارات بریتانیا و شبکه های خبر نویسی پیرامون آسیای میانه بود که موفقانه درآن ها نفوذ کرده بود.» 
برنس در نتیجۀ یک قیام در سال ۱۸۴۱ در کابل به هلاکت رسید.
زنده گی ویتکویچ منبع الهام برای شماری از کتب روسی از جمله «نمایندۀ دپلوماتیک» اثر یولیان سیمیونوف، و «جنگ تن به تن درکابل» از میخائیل گوس بوده است. وی همچنان اولین نمونه از یک کرکتر برجسته درفیلم شوروی «خدمت به میهن» می باشد که در سال ۱۹۸۱ ساخته شده است. 
با این حال، برخلاف الکساندربرنس که در بریتانیا به طور مشروع گرامی داشته می شود، ایوان ویتکویچ در روسیۀ قرن  بیست ویک کاملاً به فراموشی رفته است. 
 

Comments are closed.


Hit Counter provided by technology news