وکیل موسیچه ء هزار ویک چهره . قسمت ششم

hassin

ش.حصین

وکیل موسیچه ء هزار ویک چهره

قسمت ششم

کتاب وکیل

یادداشت کوتاه: برخی از خوانندګان بحث بر نوشته های وکیل ګیله آمیز شکوه کرده اند که چرا این بحث عمدتاً بر محور داکتر نجیب الله میچرخد.شاید غرضی در کار بوده است.به این دوستان یاد آوری میګردد ګه:

یک- بدون شک غرضی درآن نهمفته است . البته نه غرضی دشمنی با نجیب الله وهواخواهانش، بل غرض روشن شدن زوایای تاریک این برههء کوتاه زمان وپرده برداشتن از کرده ها وناکرده ها واشتباهات ولغزش های است که سیلی محکمی بروی تاریخ زده است.

دو- من هرګزاظهارات وکیل را یګانهء حقیقت نه ګفته ونه شناخته ام .با این هم به همه معلوم است که وکیل تا پایان سقوط نجیب الله اګر در ظاهر هم باشد از معتمد ترین همکاران نجیب الله بوده است.

سه- هیچ نویسندهء همه بر جعل ودروغ وساخته کاری هایش اتکا کرده نمیواند . در بدترین اثر هم خواهی نخواهی شمهء  از واقعیتها چهره نمایی میکند. در نوشته های وکیل هم اسناد وشواهد وحتی در پایان کتاب برخې فوتو کاپی هایی وجود دارند که به قول وقرارش در حد خود صحه میګذارد.

چهار- کتاب دوجلدی وکیل نه تاریخ است، نه ببلوګرافی زندګی او وحوادث دورانش.این کتاب مانند دهای  کتاب دیګر نوع دفاعیه های ناخواسته ای است که در همه حوادث شریک است ولیک موسیچهء است که با هیچکس مقابل نیست. هرچه ناروا وناسزا است ، امین ونجیب و حواریون آنها کرده اند. درین میان کارمل نیز از خطا ها مبرا نیست ولیک به حد آن دوی اول مورد ملامت وکیل نیست .خوب این قضاوت وکیل است.نوشته است وبدست نشر سپرده است. محکمهء تاریخ ، مدعی العموم وقاضی آن در فردا ها به اسناد وشواهدی نیاز دارد. من بمثابهء یک شاګرد تاریخ وطن به دور از حب وبغض شخصی وسازمانی  آنچه در توان دارم مکلف به جمع آوری اسناد وشواهد زنده وبه درد بخور تایخ هستم. انصاف نیست که کسی برایم امر کند که ازین اثروآن اثر حق استفاده را نداریدویا بګویند که چون فلان سر وسرداری مریدان آتش نفسی بیشماری دارند بناً تاریخ را از ګل روی آنها به سکو ت باید برد.

پنج- از خوانندګان عزیز تمنا دارم تا مرا قبل از بردی ګفتن سنګسار نکنند.من تاکنون حرف خود را نګفته ام در تمامی پنج قسمت این نوشته ها تنها آنچه اغلب در قوس ګرفته شده است مال منست. امید وارم درختم بحث نظرم را مبنی براینکه چرا وکیل موسیچهء هزار ویک چهره است وآیا همه نوشته هایش بیجا وباد آورده اند یا حقایقی نیز در آن قابل فهم است .مختصراً به بیان ګیرم.بیایید هضم وتحمل شنیدن حقایق را درخود پرورش دهیم وبرای همیش بردهء «حیای حضور» که همه تاریخ وطن را به شدن آزار داده است نشویم.

وکیل در توضیحات خود در مورد دلایل سقوط حاکمیت داکتر نجیب الله نه تنها بینین سیوان را مورد سوال قرار میدهد بلکه چنان نشان میدهد که حسین پوتسالي دیپلومات سفارت ترکیه در کابل با رفت وآمدهایش به پاکستان وازبکستان وتماس با بغاوت شمال محرک ومشوق این بغاوت بوده است. وکیل مینویسد که بعد از یک آرامش فکری نجیب الله سید اکرام پیګیر کسیکه از فعالان بغاوت شمال محسوب می شد به شمال روان میکند. پیګیر خواست برسمیت شناختن بغاوت شمال را به نجیب الله میرساند.نجیب الله در حالیکه برکناری سه تن  مورد منازعه (اڅک ، تاج محمد ورسول) با بغاوت شمال راباردیګر قبول میکند .پیګیر را دوباره به شمال میفرستد.پیګیر قبل از حرکت به شمال با یعقوبی ملاقات میکند وبه او میګوید : دوستم ، مومن ومنصور نادری تنها نیستند جمعیت اسلامی ، وحدت اسلامی حزب اسلامی با آنهاست و با حد اقل هشت هزارنفر مزار را تسخیر و بطرف کابل حرکت خواهند کرد.پیګیر با این سفرش به شمال دیګر تا سقوط نجیب الله بکابل برنمیګردد.نجیب الله بار دیګر از تصمیمش مبنی بر تبدیلی اڅک ودوتن دیګر، هیأت برهبری ستر جنرال محمد نبی عظیمی را به شمال میفرستد تا این فرصت مزار ، شبرغان ،سمنګان ، بغلان ومیمنه در تصرف بغاوت شمال افتاده است ودر هنګام سقوط مزار، عظیمی در مراسم بر افراشتن جهنده علی سخنرانی میکند ودرین سخنرانی نامی از نجیب الله نمیبرد. خبر سقوط مزار را هم عظیمی به نجیب الله میرساند.وازین بعد هیأت دیګرې به شمال فرستاده میشود وبه لایق ، کاویانی،مزدک ، یعقوبی ، غوربندی ، بریالی ورفیع وظیفه داده می شود که تماسها را برقرار وراه مذاکره را باز نګهدارند.( خوانند ګان عزیز بدون تبصرهء اضافی خود در می یابند که نجیب الله اغلب  آنهایی را که برای مذاکرات با بغاوت شمال توظیف میکنند خود عاملین نیرومند یا بګفتهء دوستم رهبران کابل نشین بغاوت اند.این واقعیت نشان میدهد که نجیب الله در دور وپیش خود در رابطه بااین موضوع وسایر موضوعات بحران آفرین  احدی را یافته نمیتواند که از موضع محکم حزبی ودولتی بسودش عمل کند.جالب است که عظیمی وپیګیر وبرادر منصور نادری را به مذاکرات با بغاوت شمال توظیف و به کاویانی، مزدک ،بریالی ووکیل درجمع دو سه تن از افراد مورد اعتبارش وظیفه میدهد که باب مذاکره را باز نګهدارند. معلوم است که لایق وغوربندی وحتی یعقوبی کسانی نیستند که در حالت تشدید شده دست شان به شمال برسد ، ازینرو باب مذاکره به اختیارکسانی قرار میګیرد که خود عاملین ورهبران بغاوت بوده اند.میګویند نجیب الله رهبر با توانایی بلند رهبری ودرایت سیاسی بود. درین معرکه نه از توان رهبریتش می اندازد)

وکیل برای اینکه بغاوت شمال را بګونهء توجیه پذیر ساخته باشد مسایل را بطرف تماسهای نزدیکان نجیب الله با حزب اسلامی حکمتیار پیش میکشد واز شایعهء خبر میدهد که داماد ګلبدین درمهمانخانه های امنیت دولتی بسر میبردوبا نجیب در مذاکره بوده است. وکیل در همین زمینه به نقل از صفحهء ۴۸  «دسایس پنهان وچهره های عریان» نوشتهء حکمتیارمی پردازد واز پیام نجیب الله به حکمتیار خبر میدهد. با این شرح«حکمتیار را بحیث برادربزرګ می پذیرم وده وزارتخانهء مهم کشور را خودش انتخاب نماید»  وکیل می افزاید که این پیشنهاد را پنج روز قبل از استعفایش فرستادکه «اګر شما با حکومت ائتلافی موافقه نکردید آنګاه خواهید دید که ما قدرت را به چه کسی میسپاریم…»ص ۸۰۶

وکیل مینویسد که در همین فرصت روابط با پاکستان توسط ولیخان وافراسیاب خټک ازطریق امنیت دولتی برقرار شده بود.وکیل باز هم برای اینکه ګناه همه لغزشها ی خطر ناک سیاسی را بګردن نجیب الله حواله کند با تکرا مینویسد که همهء این کارها در خفا صورت میګرفتند واکثریت رهبران از آن آګاهی نداشتند.وکیل از اعلامیه جنبش ملی اسلامی دوستم خبر میدهد که ګویی آنرا به سرمنشی ملل متحد نیز فرستاده بودندواز متن اعلامیه معلوم بود که رهبران پرچمی آنرا با این مهارت وقدرت قلمی تهیه داشته بودند. رجوع شود به ۸۰۸ص. در اعلامیه دلیل بغاوت را حاکمیت شئونیستی تک قومی عنوان می شود. وکیل با این طول وتفصیل وپریدنهای موسیچه یی خویش باز بدنبال شازدافیر ترکیه میرود ومینویسد که او ازعملیات در تنګی واغجان دیدن کرده بود وبرای من ګفت که:

 یک – دیدم که جنرالان چون عظیمی بدنبال دوستم راه میرفتند.نقش اساسی نه از اردو بلکه از ملیشه ها بود.

دو – لشکر ملیشه های دوستم انسان را به یاد لشکر تیمور لنګ می اندازد…

سه – در نګاه ، سیما وسخنان دوستم بلند پروازی بی پایان وعطش بی پایان برای به قدرت رسیدن به مدارج بالا تر دیده می شد…۸۰۹ص

وکیل مینویسد که من سخنان شازدافیر ترکیه را به نجیب الله رساندم واز او خواستم که دوستم را نوازش داده بخود نزدیک کند تا فتنهء از او سر نزند.نجیب الله در جوابم ګفت شازدافیردریک روز دوستم را شناخت من سالهاست که اورا می شناسم . بګذار چند جنګ دیګررا توسط او پیش برده ، بعد من میدانم که چګونه کار اورا یکسره کنم .

وکیل در جلد دوم کتابش که پر از ملاقاتهای روتین کارش با سران دول ونمایندګان سرمنشی ملل متحد است  با تکرار تکرار به بینین سیوان برمیګردد واورا نماینده امریکا در ملل متحد میخواند ومی نویسد که بینین سیوان در عراق نیز دست به خیانت وکلاه برداری زده بود به نحوی که در (پروګرام نفت برای غذا) از صدام حسین رشوه ګرفته بودوبه صدام اجازه داده بود که ۱۱ میلیارد دالر را غرض مقاصد نظامی وغیره مصرف کند.  او مینویسد  که سیوان بعد تر تحت تعقیب قرار ګرفت وبعد از استعفایش از ترس دستګیری به قبرس فرار کرد.وکیل مینویسد که نجیب الله در حل مسأله ء افغانستان  بیش از ملل متحد به کمک امریکا دل بسته بود .در حالیکه هم بینین سیوان وهم معاونش حسین پوتسالی ګماشته های امریکا ومحرکین بر اندازی قدرت او بودند. او می افزاید که من به نجیب الله ګفتم که دولت امریکا به هیچوجه رسماً برایت اطمینان نمیدهد که این پروسه به موفقیت میرسد زیرا امریکا از ابتدا در صدد از بین بردن دولت وحتی ازبین بردن فزیکی خودت بوده است ونه باید به وعده های آنها اعتماد کرد.نجیب در جواب میګوید: خودت هنوز در خصومتهای جنګ سرد به سر میبری وزندګی وفکر میکنی . سیاستهای جهان بسرعت تغییر خورده امریکای امروز امریکای دیروز نیست. ازسخنان وکیل اګر جعل وساخته کاری نباشند معلوم میګردد که نجیب الله با حضور نمایندګان امریکا در حل مسأله  به این امید بود که نخست در معامله با امریکا و ملل متحد از اشتراک در قدرت کنار میرود وبعد ازطریق دیګری به قدرت باز میګردد.وکیل می افزاید  شاید به همین دلیل بود که با آمدن «فلیپ کاروین» نمایندهء امریکایی تبار ملل متحد، نجیب ۲۸حوت ۱۳۷۰ آمادهء استعفی از مقامهای خود در حزب ودولت شد ۸۴۲ص او مینویسد که فلیپ کاروین در کتابش « سرنوشت غم انګیز افغانستان »یاد آوری می کند که « او نجیب الله انتظار مرا می کشید واستاده دست خود را بسوی من دراز کرد، من هم ایستاده دستش را تکان دادم ومرا بګرمی در آغوش ګرفت»( به یادم هست که قبل از رویارویی نظامی ۱۶حوت ۱۳۶۸ بین دوجناح حزب .روزی خبری از آدرس سلیمان لایق مسؤل کمیسیون مرکزی رسانه یی به روزنامهء حقیقت انقلاب رسید. در خبر آمده بود که منابع امریکایی اعلام داشته اند که اګر نجیب الله داو طلبانه از قدرت کنار رود ، امریکا حاضر است مصؤنیت او وخانواده اش را تضمین کند. در آن فرصت هواخواهان نجیب الله این خبر را دلیل اعتبار نجیب الله نزد مقامات امریکایی تعبیر میکردند. من (حصین) این خبر را توهین به استقلال افغانستان ، مداخلهء صریح در امور داخلی ونوع دستورآمرانهء یک قدرت خارجی تعبیر ومسأ له را به بارق شفیعی مدیر مسؤل روزنامه مطرح کردم. بارق خود ازین خبر تکان خورد وسخت بر افروخته ګشت ومسآله را با لایق در میان ګذاشت. لایق به این مسأله توجه نکرد ولیک در مورد نشر خبر در روزنامه نیزچیزی نه ګفت. وقتی مسآله در هیأت تحریر مطرح ګردید ، از نشر آن خود داری شد . مسأله نشان میداد که در همان فرصت نوع تمایل بالایی ها به جانب امریکا ونقش موثر آن در حل مسأله افغانستان  قوت ګرفته بود.آنچه وکیل مینویسد وضعیت قریب دوسال ونیم بعد از آن خبر است)

وکیل به ادامهء حواله کردن بار سنګین لغزش های سیاسی آخرین روزهای حاکمیت نجیب الله بر دوش او مینویسد که : اعلامیه استعفی نجیب الله همهء آنهای را نګران کرد که خواهان ادامهء حد اقل ثبات  بودند.عدهء از کادر های حزب ودولت وقوای مسلح مانند نجیب الله در فکر نجات خود وخانواده های شان افتادند. ګروه کوچکی این فرصت را بر تعمیل خواسته های خود مناسب یافتند. در اینجا وکیل با مهارت میخواهد چنان نشان دهد که ګویی خود در جمع آن ګروه کوچک در کمین نشسته فرصت ها نبوده است. وکیل مینویسد که ۱۷جوزای ۱۳۶۷ غرض اشتراک در سومین جلسهء خاص ملل متحد در بارهء خلع سلاح  به نیویارک رفتیم. نجیب الله درحالیکه از کلکین هوتل که در آنجا ګرفته بودیم در تماشای بلند منزلها غرق بود بمن ګفت: «رفیق وکیل من ورهبران ګذشتهء حزب (منظور تره کی وکارمل) نمی فهمیدیم که باچه قدرتی روبرو هستیم وبا چه کسی می جنګیم ، توان مقابله با امریکا را کسی ندارد بهتر بود با آنها از در آشتی پیش می آمدیم» ۸۴۶ص ( نجیب الله تنها کسی نبود   که با دیدن بلند منزل های نیویارک از قدرت غول سرمایه به حیرت افتاد بود. در بعد ها وقتی رهبران دیګر ما به اروپا آمدند وظواهر پر رنګ این دنیا را دیدند. یکې ګفت:« دادی سوسیالیزم ، موږ هم سوسیالیزم غوښت» ودیګری که تا این زمان هرچه داشت ولیک از شاعر بودنش خبری نبود زیر نام « دموکراسی سخی» نه تنها شعرغرا! سرود بلکه برنامهء باهمین مضمون براه انداخت.) وکیل به ادامهء بحث شش دلیلی را مبنی برتلاش نزدیکی نجیب الله به امریکا را مطرح میکند از جمله می ګوید: نجیب الله در ملاقات با مجید زابلی که ضیا نصری ارتباطی امنیت دولتی او را همراهی میکرد، از زابلی خواست که با استفاده از نفوذ خود نزدیکی ونقطه نظر هایش را با امریکا شریک سازد.

همچنا با آمدن داکتر ماند هامر سرمایه دار مشهور امریکایی به کابل  نجیب الله در صحبت باوی کوشش مینمود که توجه جانب امریکا را بخود جلب کند. وکیل در ادامه از زبان شبرشین سابق  شعبهء خارجی  ک،ګ،ب میګوید:« زمانیکه من معاون شعبهء خارجی ک،ګ، ب بودم  نجیب الله به اجازهء ما در سالهای اخیر قدرتش با امریکا نزدیک شد وتا یک زمانی از جزئیات تماسها ی موصوف اطلاع داشتیم. اما زمانی شد که ماهم رد پا را ګم کردیم»۸۴۹ ص

وکیل همین موضوع را ادامه داده خبر میدهد که نجیب الله در سالهای اخیر قدرتش تلاش ورزید تا با محمداشرف غنی احمد زی تماس بر قرار نماید… بلاخره غنی حاضر ګردیدکه برای ملاقات با نجیب الله بکابل بیاید . دوبار به کابل آمد. نجیب از وی خواست که روابطش را با امریکا نزدیک سازد. غنی به نجیب میګوید: آنها (امریکایی ها) حاضر نیستند با شما مذاکره کنند… دیری نګذشت که زمینهء سفر لایق بحیث عضو آکادمی علوم ومعاون حزب وطن به امریکا مساعد شد  ویک عضو شعبهء افغانستان در وزارت خارجهء امریکا خارج از دفتر رسمی خود با لایق ملاقات نمود . وکیل در حالیکه میګوید که لایق در آن ملاقات تصویر خوبی از نجیب الله را بطرف امریکا ئیش داد  ولیک از قول یعقوبی میګوید « نجیب الله از صحبتهای غرض آلود وغیر مسؤلانه ء لایق اطلاع حاصل نموده بود ودر روزهای اول برکشت او از امریکا از صحبت باوی خود داری کرد اما بعد وی را متوجه صحبت هایش نمود. وکیل به ادامه به مصاحبه  ګریچکوف   با راسیسکا یا ګزیته اشاره دارد که ګفته بود: احتمال نشان میدهد که نجیب الله در پنج سال در دفتر ملل متحد به نوشتن یادداشتهایش مصروف بود وشاید این یادداشتها بدست امریکایی ها رسیده ومنتظر فرصت چاپ آن باشند . ګریچکوف از محتویات آن اظهار نګرانی میکند . همچنا ن ګفته می شود که او کتاب بازی بزرګ را به پشتو ترجمه میکرد. ( اګر این مطلب درست باشد ممکن است ترجمهء بازی بزرګ از متن فارسی آن  مطرح باشد ، زیرا نجیب الله با هیچ زبان خارجی در سطح ترجمه آشنایی نداشت)  نجیب الله از همان دفتر ملل متحد چهار نامه را عنوانی ستیفن دولارز، ګاری اګرمن ، نمایندګان سنای امریکا ونیومن سابق سفیر امریکا در کابل ونیز جیمی کارتر مینویسد. خوانندګان اظهارات وکیل در می یابند که او با مهارت حریفش را ګام به ګام با اسناد وشواهدی که ثبوت صحتش کار آسانی هم نیست چنا ن به سوال میبرد که هم  دل به ترحم مقامات امریکایی  بسته است و هم همین تلاشهایش بګونهء بلند ترینهای ک،ګ، ب را به تشویش ونګرانی کشیده است. زیرا با آنکه به ګفتهء ګریچکوف نجیب الله به اجازهء آنها با امریکایی ها نزدیک شده است ولیک بعد رد پای اورا ګم میکنند واین  موجب تشویش ونګرانی ک،ګ، ب میګردد واین نګرانی وقتی جان میګیرد که از احتمال نوشتن یادداشتهای نجیب الله در پنج سال پناهنده ګیش به دفتر ملل متحد سخن در میا ن است . نګرانی مسؤلان ک،ګ، ب به یقین این بوده است که نجیب الله راز های نهان ک،ګ ،ب را به مقامات امریکایی نه سپرده باشند.در شیوه های کار وبرخورد سازمانهای اطلاعاتی با همکاران شان  بار ها نشان داده شده است که وقتي همکار وهمدست شان از نقشش باز می ماند واحتمال درز کردن رازهای شان به بیرون به وجود می آید. مرګ را ګزینهء اول برای همکاران نقش باخته خود به قبول میګیرند. به همین دلیل مرګ یعقوبی و عذاب کش کردن نجیب الله را با اینکه این آخری را کار یکدست طالبان حساب کرده اند میتواند از راز هایی باشند که زمان باید ګره کشای آن ګردد.

ادامه دارد.    

Comments are closed.


Hit Counter provided by technology news