“لابى ” چيست ؟

Amir qasim

نویسنده: امیر قسیم

“لابى ” چيست ؟

معنى لابى را در “لغت نامه دهخدا” پاليدم ، پيدا نشد، گوگل را پرسيدم، ” لغت نامه دِهشيطان ” را آدرس داد ! آهسته بسم الله گفته باز كردم تا شيطان فرار نكند ! در باب معنى آن چنين نگاشته شده است :
لابى از واژهء عربى ” لعاب” گرفته شده ، كه همان لعاب دهن يا ” تُف خودمان” است.
اما ” تُف ” نميگويند كه از آن بجاى لعابى ،” تُف گير ” استنتاج ميشود ! بخاطريكه بى ادبى نشود ، آنرا لعاب گفته اند و از آن لعابى و بالاخره لابى ساختند ! بخاطريكه كلمه لعاب مانند كلمات ديگرى همچون : مواد غايطه ، تبعه ، ادرار ، جهاز هاضمه ووو هم مؤدبانه است و هم ما را بيشتر متدين نشان ميدهد ! همانگونه كه كوتاهى ، درازى ، پهنى و باريكى ريش و يا كشتار ” كافر” و ” بى دين ” و ” ملحد ” ، نمايندگى از طول و عرض و ضخامت ديندارى ما ميكند! اصلاً مهم نيست در درون ما چه ميگزرد !
از اينكه زبان فرنگى ها حرف عين ندارد ، آنرا “لاب” تلفظ ميكنند كه با پسوند “ى” ، لابى خوانده ميشود ! فرنگى ها در آخرش پسوند ” اينگ” را علاوه كرده از آن واژه” لابى يينگ ” ميسازند و ميگويند كه انگليسى است ! – اما اگر ما در اول يا آخر هرچيزى ” اينگ يا هينگ ” بياندازيم ، از بويش مردم فرار ميكنند ! – و به كسانى گفته ميشود كه كارى را به واسطه ، وسيله ، شيوه و يا طريقه هاى گوناگون توسط كسى يا كسانى اجرا ميكند ؛ اما در اصل ” لعابى ” است.
كسيكه به اين شغل مصروف است ،” لابى گر” (لعابى گر) ميگويند !
اين شغل به لابى گرى مشهور است ، مانند زرگرى ، چرمگرى ، مسگرى و….

حكمت اين واژه درچيست و چرا در اين مورد بكار برده ميشود ؟
مثلن زمانيكه شما ميخواهيد چيزى رابا سوزن بدوزيد ، بايد در نخست تار را از سوراخ سوزن بگزرانيد ، براى اينكار شما مجبوريد نوك تار را با لعاب دهن تان تر كرده و با نوك دو انگشت تان آنرا خوب تاب بدهيد تا خوب لشم ، باريك و شخ شده از سوراخ سوزن عبور كند ، در غير آن ممكن نيست كه شما به اصطلاح سوزن را تار كنيد ! كه اين در ذات خود يكنوع لعابى گرى است.
نقش لابى ( لعابى ) هم همينگونه مانند سوزن تاركردن است. هرگاه شما ميخواهيد براى يك كشور جهان سومى ، لباسهاى لوكس و قيمتى ” عبدالله گونه ” بپوشانيد ؛ بايد برويد يكى يا چندتا از سناتورها را پيدا كنيد كه خصلت تار را دارند !
البته شما سناتور را در ميان انگشتان خود با لعاب دهن تان تر كرده تاب نميدهيد ! نه اين يك گپ سيمبوليك است ! ( به مثال نچسپيد ، مثال را تعميم دهيد )!مثليكه شريعت گفته : بخاطر وضو گرفتن ، سه بار جا هاى معين تانرا بشوييد ؛ حالا مردم به هر اندازه كه چتل هم باشد ، فقط سه بار ميشويند.
شما يكمقدار پول قابل ملاحظه ( يك بكس دالر) بطور پيشكى روى ميز او ميگزاريد ! اين پول معناى همان لعاب دهن را دارد كه او با ديدن بندلهاى دالر، همانگونه تر و شُل ميشود كه تار از ماليدن به لعاب دهن شما !
اشتباه نكنيد ها ! اين رشوت نيست ! رشوت وقتى گفته ميشود كه :
يك مامور پنج هزار افغانى معاش و دو درجن اولاد داشته باشد ! يك كيلو گوشت ٣٥٠٠ افغانى باشد ! و نيمى از اولادهايش ازگوشت پرهيز باشند ! و بخاطر پنجاه افغانى ، مراجعين را سه هفته پشت نخود سياه روان كند.
- سناتور خو رشوت نميگيرد ! باز او هم در سطح جهانى ! او خو پنجهزار افغانى معاش ندارد ، رشوت از روى نادارى و بيچارگى است ! كسى كه مسكين و بيچاره باشد ، سناتور نميشود !
– باز رشوت خو جرم است ! جرم عملى است كه در قانون پيش بينى شده باشد ! در كدام قانون جزا در دنيا ديده ايد كه لعابى گرى جرم گفته شده باشد ؟!
بعد شما در مورد آنكشور جهان سومى مورد نظر تان برنامه بايد داشته باشيد ! در باره منابع طبيعى ، نيروى انسانى ، راه ها و طريقه هاى رفتن لشكر از آنجابه كشورهاى همسايه ، دوستان داخلى تان در آنكشور … بايد برايش معلومات دهيد ! و در ضمن يك قرار داد “چند ميلياردك دالرى” را با او به امضاء ميرسانيد كه در آينده ايشان و دوستان ايشان پس از پيروزى ، از چه مزايايى در آن سرزمين برخوردار خواهند شد !
اين گپها به معناى تاب دادن تار است كه جناب سناتور با شنيدنش مانند مار بدور خودش تاب ميخورد و كيف ميكند.
به اين قسم سناتور موصوف ميرود در مجلس سنا ، تمام برنامه هاى شما را از سوراخ گوشهاى اعضاى مجلس ، مانند تار از سوراخ سوزن ، لشم عبور ميدهد و لباس مورد نظرتانرا فكس بجان آن كشور جهان سومى توسط خياط هاى هوايى ، بحرى و زمينى با ماشين “بى ٥٢” ، به كمك شاگردك هاى داخلى خود ميدوزد ! آن كشور صاحب لباس شده و ” عورت اش ” پنهان ميشود ! باز اگر كدام جاى ” خشتك مشتكش ” پاره شد ، خليفه كرى خياط را روان ميكند كه تا پينه اش كند !
به اينها ميگويند : لابى يا لعابى ! اميد دارم كه درست فهمانده توانسته باشم !

Comments are closed.


Hit Counter provided by technology news