تـــاراج نفت وگـــاز شمــــال افغــانســـتان

نفت وګاز جوزجان

تـــاراج نفت وگـــاز شمــــال افغــانســـتان

توضیحات
 نویسنده  
انجنیرعبدالصبور فروزان،
نیوجرسی منتشرۀ هفته نامۀ امید 

در۲۶ دسمبر۲۰۱۱ کمپنی دولتی پترولیم چین قراردادی را با دولت حامد کرزی امضا کرد که براساس آن چیناییها ذخایر نفت وگاز شمال افغانستان راتصاحب کردند. این قرارداد اندکی بعد از سفر کرزی به چین صورت گرفت که پنجمین سفرش به آن کشور بود. جالب این است که هرباریکه آقای کرزی به چین سفر نموده، به تعقیب آن امتیاز تازۀ به آنکشور در افغانستان داده شده است. چنانکه چندماه بعد ازسفرکرزی درسال 2008 به چین، قرارداد فروش معدن مس عینک با چینایی ها امضا گردید ومردم افغانستان بزرگترین معدن مس خود را از دست دادند. قبل برین قیوم کرزی برادررئیس جمهور، بعدازبر طرف کردن انجنیر صدیق ایشان ازپست وزارت معادن، توانست معدن ذغال سنگ کرکر وفابریکۀ سمنت غوری راکه زیبای صنعت وساختمان درافغانستان بود، دریک معاملۀ که درآن رئیس جمهور مستقیماً ذیدخل بود، خریداری نماید. رئیس جمهورانجنیرصدیق ایشان راشخص گپ ناشنو ومانع درراه تحقق چنین معاملات خواند. ولی این بارحامدکزری درفروش ذخایرنفت وگازشمال کشور جور آمددیگری باچینایی هانمودویکی دوعضو خانوادۀ خودراشریک معامله باآنهاساخت. این معامله سروصدایی تولیدکردومردم ازآن آگاه شدند، ودرمطبوعات کشوروسایرممالک چیزهایی درمورد تاراج منابع معدنی کشورتوسط اعضای فامیل کرزی وهمدستان چینایی شان پخش گردید. کرزی بازیرکی خاص خودش وبادرک اینکه گپ خارجیهارا مردم مابیشترباورمیکنند، ولواینکه درست هم نباشد، دست تاجت بدامن راین کروکرسفیرامریکاوسفیرانگلیس دراز کردتا درین راه اورا یاری رسانند، وازرسوایی نجاتش دهند. همان شب کرزی درتلویزیون ظاهرشدوگفت که درقرارداد فروش نفت وگاز به چیناییها کدام غلطی صورت نگرفته واعضای خانوادۀ من ازپول شخصی شان درین معامله شریک شده اند! وبه ملت گفت که اگرگپیهای مراباورندارید، بروید از راین کروکرسفیرامریکا و سفیرانگلیس بپرسید. به اصطلاح مشهور(روباه دم خودراشاهدمی گیرد!) مطبوعاتی هابرای تحقیق بیشترمسأله به سفیرامریکاوانگلیس مراجعه مینمایند، راین کروکر که وظیفه داشت تاروابط خودراباکرزی دوستانه نگهدارد وازبدخلقی های اوآگاهی کامل داشت، به مطبوعاتی هامیگویدکه آنچه رئیس جمهورکرزی میگویدهمان درست است وجریان امضاوفروش نفت وگازشمال افغانستان به چیناییهاواعضای فامیل رئیس جمهورباساس نورمهای بین المللی صورت گرفته است. اما ازتفسیرجزئیات خودداری نمود، وسفیر انگلیس ازسخن گفتن درین مورد اباء ورزید. باوجوداینکه این جانبداری سفیرامریکاازکرزی دربرابرانتقادات مردم افغانستان، خلاف موازین پذیرفتۀ دپلوماسی میباشد، ولی رئیس جمهورازآن برای خاموش ساختن صداهای ایجادشده استفاده نمود. ازجانب دیگرچین درطی یازده سال گذشته هیچ نوع همکاری اقتصادی ویاعسکری رابرای ثبات اوضاع درافغانستان ننموده، اما چشم طمع به ذخایرمعدنی افغانستان دوخته وافغانستان رابه سه دلیل برای بهره برداری مساعدمیداند: یکی اینکه افغانستن دارای ذخار سرشاردست نخورۀ معدنی است، دوم اینکه افغانستان دارای حکومت آلوده بافساداداری وزعمایی که به سهولت خریداری می شوند میباشد، ودلیل سوم اینکه مردم آن ازعواقت دلخراش ناشی از فعالیتهای معدن کنی تجربه وآگاهی ندارند. دو دلیل اخیرمصارف معدن کنی رادرافغانستان برای چیناییهاارزان وکم مصرف میسازد. کشورچین برای پیشرفت افغانستان وایجادثبات درآن چندان علاقۀ نداردویگانه هدفش بهره برداری ازمعادن افغانستان میباشد. چنانکه این هدف چین درکشورهای افریقایی بوضاحت مشاهده میشود. برای درک بهتراین هدف نامقدس چین مثالی ازکشور گانامیآوریم که سالیان درازیست که چیناییها ذخایرطلای اینکشورراچپاول کرده وبه کشورخودمی آورند. قراراحصائیه های اخیر، چینایی هادرین مدت بیش از 195 تن طلا راازگانا استخراج وبه کشورخودآورده اند. درحالیکه مردم گانا خود به فقردلخراشی دچاراند وهزاران هزار انسان درهر روزازگرسنگی ومرض درین کشورهلاک میشوند، و معادن طلای ایشان جزاینکه چیناییهارامتمول سازند، حاصل دیگری برایشان نمی دهد. اخیراً مردم گانا بادرک این حقیقت که چیناییها ذخایرطلای شان راچپاول مینماید وهیچ بهرۀ جزازبین رفتن زمینهای زراعتی شان واز دست دادن ذخایرمعدنی خودنصیب نمیشوند، دربرابرچیناییهادست به سلاح برده وبالای تأسیسات معدن کنی چیناییها حمله ورشدند. گانایی هاصاحبان کمپنی های چینایی رامجبوربه فرارکرده وعدۀ از ایشان که مقاومت ومقابله نمودند کشته شده، وبعضی ازایشان از شدت خشم مردم گانا درمزارع جواری خودراپنهان نموده بودند، تا اینکه به کمک سفارت چین درگانانجات یافته وبه کشورخودبر گشتند. خشم مردم گانا دربرابرچینایی هاچنان بودکه هرگانایی وظیفۀ خودمیدانست که اگرچینایی راببیند، موردحمله قراردهد. مثال دیگری ازین نوع انزجار مردم دربرابرچیناییهای تاراجگر را میتوان در نایجیریا دید. درین کشوردرسواحل دریای نایجیریا ذخایر سرشارنفت وگاز موجوداست وازمدتهاست که چین ازآن بهره برداری مینمایدواعضای خانوادۀ رئیس جمهورنایجیریا نیزدرین معامله شریک چینایی ها اند. دراثرفعالیتهای استخراج نفت وگاز توسط چیناییها ساحات ماهی گیری وزمینهای زراعتی درسواحل دریای نایجیریا تخریب شدومردم آن محل دچارفقروفاقه شده و منابع عایداتی خودرا ازدست دادند. مردم محل بادرک اینکه چینایی هاباهمدستی اعضای فامیل رئیس جمهورنایجیریا ذخایرنفت وگاز شان را تاراج کرده وبهرۀ بجزاز تخریب اراضی زراعی وازبین رفتن ساحات ماهیگیری شان، نصیب آنهانمی شود، دست به عمل مسلحانه برعلیه چینایی هازده اند. چیناییها دربرابرمقاومت نموده تعدادی از این مردمان محلی راکشته اند، ورئیس جمهور نایجیریااین چنین اشخاص را بغاوتگر اعلان کرد، وقتل ایشان راواجب دانستد درین کشوردسته های مسلح مردم وقتاً فوقتاً بالای تأسیسات استخراجی چینایی حمله نموده وجریان آنرامختل میسازند. اگردقت نماییم دیده میششودکه همۀ سرمایه گذاریهای معدن کنی چین درکشورهای عقب مانده وفقیرجهان چون کانگو، گانا، زمبیا، نایجیریا، زمبابوی، گابون، سیرالیون، سودان، هیتی، جمیکا، عراق، پاکستان وافغانستان صورت گرفته، وهمۀ این کشورهاازجملۀ ممالکی اند که رژیم های آلوده بافسادورشون داشته، حکومات غیر مردمی دارند، وزعمای آن معامله گربوده، نارامی، عدم ثبات، بی امنی، خونریزی وجنگ وفقروفاقۀ دلخراش درآنهاموجوداست، که چیناییها چنین شرایط واوضاع رادلخواه دانسته وضرورتی برای بهره برداری ازذخایرمعدنی ایشان میدانند. اکنون که چیناییها چشم طمع رابه ذخایرمعدنی افغانستان دوخته اندو به چپاول منابع معدنی کشورماآغازنموده اند، نه تنهابرای آرامش اوضاع درافغانستان دلچسپی ندارند، بلکه آنرابه ضررخودنیزمیدانند، ودرنارام شدن هرچه بیشتراوضاع درافغانستان درتلاش اند. چنانکه به قراراطلاعات موثق ازطریق موسسۀ امنیت بین المللی آسیاوپسفیک مقیم لندن، چیناییها ازطریق مقامات دولتی پاکستان گفتگوهایی با طالبان دارندوکمکهای مخفی مادی چین به طالبان کشف شده است. هدف چین ازین معامله گری باطالبان دوگانه میباشد، یکی اینکه اوضاع رادرافغانستان نارام وجنگ رادوامدار نگهدارند، ودوم اگر بعدازخروج قوای ناتو وامریکا ازافغانستان احیاناًطالبان درافغانستان مسلط شوند، سبب اخلال حضورچیناییها درافغانستان نگردندومانعی درراه بهره برداری ازذخایرمعدنی اینکشورنشوند. روی همین دلیل است که چین ازسرمایه گذاری دربهره برداری ازمعادن افغانستان کدام تشویشی ندارد، وعقب مانی سیاسی واقتصادی، بی ثباتی، وجودفساداداری ورشوه، جنگ وخونریزی وبالاخره فقروفاقۀ مردم رادرافغانستان به نفع خوددانسته وضرورتی برای بهره برداری آسان و ارزان ازمنابع معدنی افغانستان میداند. ازجانب دیگراطلاعات نشرشده واضح میسازدکه ادارۀ پنتاگون امریکا طرح پلان فروش ذخایر نفت وگازافغانستان رادردست دارد. ممکن هدف پنتاگون درین راستاآن باشدتابرای دولت افغانستان مدرک پولی بوجودبیاورد وازبار مصارف خودبکاهد. چنانکه پنتاگون درسال 2012 جیمزباوون راکه کارشناس درمسایل خرید و فروش نفت وگازاست ودرهوستن تکساس زندگی مینماید، استخدام نمودتاجریان لیلام بین المللی ذخایرنفت وگازافغانستان راکه در15 نومبر2012 صورت گرفت، رهبری نمایدوزمینۀ فروش آنهارامساعد سازد. درنتیجۀ این نوع تلاشها شش بلاک دیگرنفت وگازافغانستان به کمپنی دراگون در دوبی، کمپنی کویت انرزی و کمپنی تی پی او در ترکیه تعلق گرفت، وقراردادآنها در2013امضاگردید. جالب اینست که چیناییها وهمدستان شان که اقارب واعضای خانوادۀ کرزی اند، برای استخراج ذخایرنفت وگازشمال افغانستان، کارگرانی رااستخدام نموده بودندکه هیچیک ازمردمان محل نبوده و همه ازنواحی دیگرکشورآورده شده بودند. این طرح که ممکن به مشورۀ اعضای خانوادۀ کرزی صورت گرفته بود، به طبع چینایی ها خوشایندمیباشد. ایشان ازتجارب خویش درکشورهای افریقایی آموخته اندکه استخدام اشخاص بومی ومحلی دوخطربزرگ رابارمی آورد، یکی اینکه اشتباهاتی که درجریان استخراج نفت وگازرخ می دهندومحیط زیست وصحت عامه رامتأثرمیسازند، اکثرتوسط اشخاص بومی ومحلی افشاءمیشود، که این یک امرطبیعی است، چون ایشان به مناطق خودوابستگی حیاتی وخون شریکی دارند. دوم اتحادوبیداری مردم محلی برای چیناییها دردسرتولید مینماید ومانع منفعت گیری شان میگردد. فرمول چینایی هااینست که به هراندازۀ که امکان دارد بایدمردمان محلی وبومی راضعیف، محتاج وفقیر ساخت، که این هدف رااز دو طریق حاصل مینمایند. یکی ازطریق استخدام نکردن ایشان ودیگراز طریق ازبین بردن منابع زراعتی وتولیدات کشاورزی ایشان توسط فضله های حاصله از استخراج نفت وگاز. چه این اشخاص سرانجام یا وطن ومأوای خودرا رهاکرده وپشت کاروغریبی به جاهای دیگر میروند، یااینکه قوای دفاعی ومقاومتی خودرا ازدست میدهند، که هردوحالت برای بهره برداری بیشتر وارزانتر ایدیال ودلخواه میباشد. واینکه فارمول اعضای فامیل کرزی درین طرح چه بوده، واضح نیست. جنرال عبدالرشید دوستم بادرک این مطلب ازتحقق این طرح جلو گیری مینمایدکه سبب خشم حامدکرزی شدوکرزی جنرال دوستم راخاین ملی اعلان کرد. جنرال دوستم اظهارداشت:(این دوراز عدالت است که مردم محلی وبومی که توان اجرای کاررادارند، بیکارباشند واشخاص وافراد ازنواحی دیگرآورده شوندوبکارگماشته شوند. ) جنرال دوستم افزودکه چون نفت وگازدرمنطقۀ ماست، پس مردم محلی حق اولیت کارکردن درین پروژه رادارندومادرینجا کارگرفنی، غیرفنی وقوای امنیتی داریم که بیکارهستندوباید درین پروژه کارنمایند، وضرورت آوردن اشخاص ازجاهای دیگردیده نمیشود. سرانجام جنرال دوستم چینایی هاوهمدستان شانراکه اعضای فامیل آقای رئیس جمهوراند، مجبورمیسازدکه به این خواسته تن در دهندومردمان محلی وبومی رابرای کاراستخدام کنند. به اساس احصائیه گیریهای بین المللی تعدادافرادبیکاردرین نواحی به بیش ازپنجصدهزارنفرمیرسد، ومیزان بیکاری درین نواحی دوچند نسبت به سایرنواحی افغانستان است. باید یادآورشدکه این عمل جنرال دوستم بجاومطابق به نورمهای قبولشدۀ بین المللی میباشد. کسانی که درشبرغان، سرپل ونواحی اطراف آن زندگی مینمایند، حق اول کارکردن درین پروژه رادارن، زیراباگذشت زمان، فعالیت های استخراج نفت وگاز، زمین های زراعتی این مردم راازبین برده و فضله های معدنی شرایط صحی رادرین نواحی متأثرمیسازد، و ایشان راه دیگری برای امرارحیات نمی داشته باشند. محدودیت نفت وگازدرجهان وضرورت روزافزون جهانیان به آن، ملل متحدراوادار ساخت تاسیاست Sustainable Development راطرح نماید، که به تأسی ازآن استخراج ذخایرمعدنی یک کشورتوسط یک نسل نبایدبه قیمت محروم ساختن نسل دیگرصورت بگیرد، وبه اساس این سیاست عوایدحاصله ازاستخراج وفروش نفت وگازیک منطقه بایدبرای انکشاف آن مصرف گردد. زیرا باتخلیۀ نفت وگاز این مناطق ویران شده وبدون منابع اقتصادی وصنعتی میشوند، و شرایط کاریابی ورشداقتصادی خودراازدست میدهند. مثال این نوع نواحی ویران شده درسراسرجهان دیده شده میتواند، که ساکنین این نواحی بعدازتخلیۀ ذخایرمعدنی شان، دچارمشکلات اقتصادی، صحی و بیکاری گردیده اند. یکی ازاین مثالهارامیتوان درهاوایی امریکا مشاهده کرد. بااستفاده ازین تجربه برصاحب نظران واهل نظردرجوزجان، سرپل، اندخوی است تابالای دولت حامدکرزی این اصل قبولشدۀ بین المللی را بقبولانندتاپول دریافت شده ازفروش نفت وگازاین مناطق برای انکشاف اقتصادی این مناطق مصرف گردد، تامردم این نواحی درآینده به مشکلات دچارنگردند. بایدمتذکرشدکه تحقیقات جیولیژیکی به مصرف 650ملیون دالر قرضه برای کشف واستخراج نفت وگاز درنواحی سرپل، شبرغان، اندخوی ومزارشریف دردوران پیش ازحملۀ روسهادرافغانستان صورت گرفته بود. ساحات نفت وگازدارتثبیت شده بودوچاه های اکتشافی واستخراجی حفرگردیده بودوازچاه های یتم تاق، جرقدق وبازارکمی درسرپل وشبرغان نفت و ازچاههای خواجه گوگردک گاز استخراج میشد. دردوران سلطنت محمدظاهرشاه وسردارداوود روسهابطوراوسط سالانه دواعشاریه پنج بلیون مترمکعب گاز راازین نواحی به کشور شان می بردند. درین معامله حکومت ظاهرشاه وحکومت داوودخان کدام صلاحیت نداشتند، قیمت آن به اندازه خیلی ناچیزازطرف روسها تعیین میشد ومیترهای اندازه گیری مقدارانتقال گاز درخاک شوروی قرارداشت. پول حاصله ازفروش آنهابحساب قرضه های افغانستان به شوروی داخل میشد. وضع درتمام دورۀ سلطنت محمد ظاهروحکومت محمدداوودبهمین منوال جریان داشت. محمدداوود دربرابراین معامله درابتدا خاموشی مطلق اختیارکرد، تااینکه بنابر خصوصیت خودخواهی وجاه طلبی مزمنش که سبب اسارت افغانستان توسط روسهاگردید، ازدست بوسی روسهادست کشید وبه عربستان سعودوبرخی دیگرازکشورهای عربی شاه نشین سفرکردوبه دست وریش بوسی شاهان عیاش و اجیرآن نواحی پرداخت، وبه روسها امرکردکه ازافغانستان خارج شوند. این طرزحرکت آنی وبه اصطلاح 180درجه یی محمدداوود، که بعضاً به غلط شیوۀ وطن پرستی قلمدادمیکنند، درواقع چیزی به جز مریضی لاعلاج خود خواهی وجاه طلبی او نبود، که سبب درهم ریختن اوضاع سیاسی و ثبات درافغانستان گردید ومنتج به اشغال افغانستان توسط روسها وبد بخت شدن مردم ما تاامروزگردید. دردناکتراینکه دولت حامدکرزی ذخایرنفت وگازشمال افغانستان را که مراحل تحقیقات جیولوژیکی آنراملت مابه پول خودتکمیل نموده اندوکاملاً آمادۀ بهره برداری بودند، باشرایط نازل که حتی آن مصارفی راکه درآن تحقیقات جیولوژیکی آنهاصورت گرفته بود، تکافورنمی نماید، به چینایی هاواعضای فامیل کرزی بفروش رساندند. این ذخایرنفت وگاز راخوددولت به مصرف خیلی هااندک وکارتخنیکی که انجنیران افغان خودازعهدۀ آن برآمده میتوانند، می توانست استخراج وبهره برداری نماید، که درین صورت تأثیربه سزایی بررهای افغانستان ازوابستگی به پاکستان وسایرکشورهامی گذاشت. چینایی هادوماه بعد ازامضای قرارداد به استخراج نفت این مناطق پرداختند، چون چاههای حفرشدۀ نفت درآن نواحی کاملاً آمادۀ بهره برداری بودند. چیناییها سرچاه های حفرشده رابازکردند وبیش ازدوهزاربیرل نفت درروزازآن نواحی استخراج مینمایدوبه کشورترکمنستان برای تصفیه میفرستند، که بعدازتصفیه آنرادوباره به افغانستان واردکرده بالای مردم افغانستان بفروش میرسانند. در واقع چینایی هامردم افغانستان راتوسط نفت خودمردم این کشور وابسته ودستنگر خودساخته اند. افغانستان هم اکنون سالانه یک ونیم بلیون بیرل نفت مصرف می نمایدکه آنراازپاکستان، ایران وترکمنستان میخرد. بدین ترتیب بازار مصرفی دلخواهی برای چیناییها میباشد. قرارگزارشات دولت کرزی، چینایی هادرین معامله پانزده درصدحق امتیاز، بیست درصد مالیه کاری ودرحدود پنجاه الی هفتاد درصدمفاد حاصله رابرای دولت افغانستان میدهد. چیناییها ازین شرایط معامله هیچ هراسی ندارند، زیراازیکجانب چاه های نفت وگازراصاحب شده اندکه استخراج آن هیچ نوع مصارف تحقیقی واتکشافی ندارند، وازجانب دیگرایشان عین معامله راباعین شرایط باموزمبیق نموده اند. ایشان که درموزمبیق ذخایرنفت وگازآنکشور رادراختیاردارند واعضای خانوادۀ رئیس جمهورآنکشور شریک معاملۀ ایشان اند، دراخیرهر سال محاسبات ازعوایدنفت وگاز ومصارف خودرادرآنجا طوری نشان میدهندکه درحقیقت کمپنی ایشان هیچ مفادنکرده وحتی وانمودمینمایندکه ضررهم کرده اند! دربعضی ازین حالات دولت موزمبیق مجبوراست که درپرداخت این ضررهاسهم بگیرد!به یقین کامل که چیناییها ازین تجربۀ شان درافغانستان نیزاستفاده مینمایند چون شرایط آن مساعد است. تحقیقات جیولوژیکی سالهای 1980 مدعی بودکه اندازۀ موجود نفت وگازدرشمال افغانستان به مقیاسی اندکه بادرنطرداشت رشد نسبی درافغانستان، ضرورت کشوررابرای یکصدسال تأمین میکند. امامطالعات جیوفزیکی هوایی که درین اواخرتوسط موسسۀ سروی جیالوژی امریکاصورت گرفته، مقدارموجودذخایرنفت وگاز را هژده مرتبه بیشترازآنچه که درراپورهای جیولوژیکی روسهاذکر شده بود، نشان میدهد، که بدین ترتیب به تأسی ازمطالعات جدید ذخایرموجودنفت وگازدرشمال کشور، ضرورت افغانسان رابرای بیش ازیکهزارسال تکافومی نماید. ولی سرعت استخراج نفت وگاز توسط چینایی ها وسه کمپنی دیگرخارجی سبب خواهدشدکه نفت و گازافغانستان بین بیست الی سی سال بکلی تخلیه گردد، که یک جفای بزرگ نه به نسل موجود بلکه به نسلهای بعدی کشورمیباشد. باتخلیه شدن این ذخایرنفت وگاز افغانستان برای همیش محتاج پاکستان، ایران، ترکمنستان وازبکستان برای تهیۀ موادنفتی وگاز طبیعی میگردد. باتخلیه شدن این ذخایر، افغانستان نه تنهاوابسته و دستنگربه کشورهای فوق الذکرمیگردد، بلکه امکانات انکشاف وبه وجودآمدن صنایع پتروشیمی رانیزدرداخل کشورازدست میدهد. قابل یادآوریست که قیمت یک بیرل نفت خام دربازاهای جهانی بین108 الی 125 دالر درنوسان بوده وتنهاچینایی هاسالانه بیش از هشت صدهزاربیرل نفت خام ازصفحات شمال افغانستان استخراج می نمایندکه ارزش پولی آن بین هشتادالی صدملیون دالرتخمین شده می تواند. / منتشرۀ هفته نامۀ امید

Comments are closed.


Hit Counter provided by technology news