حامد کرزی در انتظارسرنوشت نوریګا

hrs_131207-D-BW835-722a

ش،حصین

حامد کرزی در انتظارسرنوشت نوریګا

پانامه کشوری با حدودسه ملیون وچهار صد هزار سکنه درقلب امریکای مرکزی یکی از پر اهمیت ترین منطقه ای تبادلات تجاری  باوضعیت حساس جیوپولیتیکی آنست. پانامه تا سال ۱۹۰۳ جزکشور کلمبیا بود.رهبران وقت ایالات متحده ای امریکا اهمیت اقتصادی وجیوپولیتیکی آنرا درک وبا تمام امکانات در دست داشته درپی جدایی آن از کلمبیا افتادند.تئودور روزولت  رئیس جمهور آنوقت امریکا آشکارا سیاست تحریک مردم پانامه را به جدایی طلبی درپیش ګرفت ودرعقب این سیاست به سرعت نیروهای نظامی وشبکه یی امریکا را درموقعیتهایی جاګزین ساخت که توان کلمبیا را در جلو ګیری از تجزیه آن کشور دشوار ساخته بود.پانامه بعد از استقلال خود مورد توجه جدی امریکا قرار ګرفت. تلاشهایی را که قبلاً فرانسویها برای احداث کانال پانامه براه انداخته ودر نیمه راه مانده بود به سرعت وبا تهیه ای پلانهای تازه تری ازجانب امریکا پیش برده شد.این تلاشها موجب ګشت که بزرګتری کانال دنیا با ۷۷ کیلومتر طول آن بحر آرام را با اتلانتیک اتصال دهد.با حفر این کانال پانامه عملاً در دست ایالات متحده ای امریکا افتاد.رؤسای پانامه ازین بعد در عمل چیزی جز ګماشته های امریکا نبودند. تا آنکه نوبت به مانوئیل تیودور نوریګا رسید. نوریګا نظامی تربیت یافته درامریکا واز اعضای معلوم سازمان اطلاعات مرکزی امریکا(سیا) بود.او انسان خشن ،بیرحم ویک جنرال مغرور نظامی بود.در آغاز ایالات متحده وسیا سخت بر او حساب میکرد ولیک هرچه پایه های قدرتش به زعم خودش جان میګرفت ،روابط خود را با امریکا وسازمان سیا بګونه ای تیره تر می ساخت.تا آنکه مقامات سیا اورا به پشت پا زدن به منافع امریکا متهم کرد.ګفته میشود که نقش نوریګا در میانجیګری پنهانی قضیه ای ایران –کنترایا(ماجرای مک فالین که ماجرای ایران ګیت نیز خوانده شده است بیشتر مورد سؤ ذن سیا قرار ګرفت)ماجرای ایران ګیت رسوایی بلند تر از رسوایی واتر ګیټ برای امریکا بود درین ماجرا منابع امریکایی برای استفاده از نفوذ ایران در لبنان درجهت آزاد سازی ګروګانهای امریکایی استفاده برد. دربدل برعکس تحریمها علیه ایران به این کشور برخی تجهیزات نظامی تحریم شده را وعده داد.مقامات ایراني این تجهیزات را در بدل قیمت درا ختیارضد انقلابیون نیکاراګوا ګذاشتند. درین معامله اسرائیل نیز برای تقویه ایران در برابر جبهه عربی ضد اسرائیلی سهم ګرفت.این معاملات به زودي افشا ګردید.قبلاً کانګرس امریکا فیصله کرده بود که به ضد انقلابیون نیکارا ګوا کمک واسلحه نمیدهند.بازی ایران ګیت دورویی کانګرس ومنابع امریکایی را به رسوايي کشید. نوریګا درین معامله اعتبار خود را به شدت باخت.بعد ها حرکا تی محسوس میګردید که مبین تلاش نوریګا برای ملی ساختن کانال پانامه بود. به هر صورت نوریګا نقش واعتبارش را در نزد حامیان خود باخته بود.واشنګتن به بهانه های مختلف کناره ګیری اورا از قدرت میخواست.دربدل نوریکا درفکر حفظ موقعیتش در پانامه بود.این حالت در وضعیتی دوام داشت که حدود۲۱۵۰۰ نظامی امریکا در پانامه ودر موقعیتهایی حساسی مستقر ساخته شده بودند.

نوریګا را امریکایی ها به دیکتاتوری فردی،دست داشتن در مافیای مواد مخدر ودست کاری درانتخابات ریاست جمهوری متهم کردند.ازین بعد برقصر اوبا عملیات نظامی تحت نام (عملیات عدالت!!!؟) هجوم بردند. نوریکا از قصر فرار کرد،نخست در خانه ای معشوقه ای خود پنهان وبعد در مرکز دیپلماتیک واتیکان در پانامه سیتی مخفی شد. نیروهای نظامی وعمال سیا در بیرون ازین مرکز چنان موسیقی ګوش خراش را براه اندختند که اهالی منطقه ناګزیر به ترک خانه های خود شدند وراه برای حمله بر مرکز دیپلماتیک واتیکان باز شد.نوریګا درین وضعیت راهی جز تسلیم نیافت ودرهمان سال ۱۹۸۹ دستګیر وبه زندانهای میامی فرستاده شد.۱۹ سال در امریکا زندانی وبعد به فرانسه تسلیم داده شد تا به جرم دست داشتن با مافیای مواد مخدر بار دیګر محاکمه وراهی زندان ګردد.این سرنوشت جنرال تربیت یافته ای سیا وبا اعتمادترین جاسوس سیا بود.

برګردیم به ګشور خود مان افغانستان.حامد کرزی ګذشته از هر سابقه ای که داشت یکی از با اعتماد ترین افغانهای وابسته به سیا ی امریکا بود.او در یکی ازپرثروت ترین کمپنیهای نفتی امریکا(یونیکال) وظیفه ای مشاوریت را داشت.او درهمین کمپنی که میګویند بیشترین سرمایه ای آن از جورج بوش وهمدستانش است در کنار زلمی خلیل زاد به شهرت واعتبار برای سیا تبدیل شد.بعد هجوم نظامی امریکا انګلیس بر افغانستان کنفرانس بن اول با سناریوی امریکایی براه افتاد وحامد کرزی ،انتخاب واشنګتن یګانه مستحق حکمروایی تحت سلطه ای اشغال درافغانستان ګردید.تاچند سال اول که اردوهای امریکا،ائتلاف،ناتو وآیساف بر وضعیت حاکم دیده می شدند،حامد کرزی چه که هر وزیرش با امریکا وناتو ننګین ترین قراردادها وپروتوکولها را بصورت اعلان نا شده امضأ کردند.درین رابطه هم سندی به امضای یونس قانونی وزیر داخله ای وقت وعبدالله عبدالله وزیر خارجه ای آنوقت ونیزرسوایی قرار داد مخفی ۲۰۰۵ میلادی با امریکا به امضای حامد کرزی از هیچکس پوشیده نیست.با این همه معامله ګریهایی که آشکارا ضد ملی ووطنفروشانه بودند تا زمانیکه سرامریکا وناتو وآیساف به سنګ نخورده بود حامد کرزی هوشیار ترین،آګاهترین وزرنګترین رهبر افغانستان در قاموس ادبیات سیاسی امریکا بود.درست بعد از آنکه اشغالګران با همه ماشین پرتوان جنګی شان در برابردستان خالی انسان وطن ما ره به شکست ورسوایی برد، آرام آرام ګناه همه شکستها را بدوش حامد کرزی حواله کردند.از هیچکس پوشیده نیست که بیشترین فساد اداری،فساد اخلاقی وپر قدرت ساختن مافیای مواد مخدر نه کار تنها حامد کرزی وخانواده ای او بلکه کار امریکا ،ناتو ،آیساف وشریکان آنها ومعامله ګران بود که خود ساخته بودند. یک به اصلاح رهبری که ازلانه ای سیا سر بیرون آورده وبه قدرت بیګانګان بر سرنوشت یک کشور حاکم شناخته شده است ولیک نه اردو دارد ونه پولیس ونه امنیت تحت اداره ای خود، چګونه میتوان از اوتأ مین صلح وامنیت تقاضاکرد. تاهمین یکسال قبل همه عملیاتها با همه وحشت آفرینی هایش در دست نظامیان امریکایی وناتویی وآیساف بودند.بزرکترین کار اردوی افغانستان حفاظت ازجان ومال اردوهای بیګانه  وبعضاً رساندن خدمات لوژستیکی بود.در ۱۲ سال اردو نه تنها ساخته نه شد بلکه با لباس اردو پولیس معاش بګیر وفاقد هرګونه تعهد ملی را بار آوردند.همچنانکه در پاناما به خواست واستشاره ء امریکا بعد از نوریګا اردو را منحل وصرف ۱۱۰۰۰پولیس به اصطلاح ملی را به وجود آوردند در افغانستان نیز پلان چنین بود وهنوز هم این پلان در تحت اجراست.چرا؟ پاسخ روشن است: امریکا در بیش از ۱۳۰ سال استعمار مستقیم وغیر مستقیم در امریکای لاتین این شیوه را آزموده وآنرا بنفع خود موثر یافته است.آنها هرګز برای یک کشور اشغال شده اردویی را نمې سازند که قدرت دفاع مستقل از کشور شان را داشته باشد. دروضعت جاری حامد کرزی بیش از هرکس دیګر به روشنی درک میکند که امریکا قطعاً در پی صلح وامنیت در افغانستان نیست.تنها خواست امریکا حضور پایګاهای عمدتاً اطلاعاتی در افغانستان است، این پایګاهای اطلاعاتی که یقیناً مجهز با پیشرفته ترین وسایل اند برای حاکمیت بر منطقه خواست امریکا است. در یک ماده ای مسوده ای پیمان امنیتی با صراحت درج بود که امریکا خواهان آزادی عملیات سیا وطیارات بی پیلوط در افغانستان است.این امر نشان میدهد که امریکا به صلح وامنیت در افغانستان نمی اندیشد بلکه میخواهد افغانستان مرکز بزرګترین جال جاسوسی امریکا درمنطقه باشد ونیز حق داشته باشد که هر صبح وشام با طیارات بی پیلوت خود مردم افغانستان ،قبایل ودر صورت لزوم دید شان همسایه های دورو نزدیک را هدف قرار دهند.آنها حتی به انتخابات وسهم مردم ما درحیات سیاسی شان نیز کمترین علاقه ای ندارند.مزدورانی که تاج شاهی بر سر آنها بګذارند اندک نیستند.در سیاست های استعمار وامپریالیزم افراد وحتی احزاب وسایل اند. تا وقتې به سود شان باشد، برحال اند .وقتی نقش خود را بازی وباختند ، به دورش می اندازند.حامد کرزی این واقعیت رادرک  میکند ،اوشایدکمتر به فکر منافع ملی وبیشتر به فکر منافع خود وخانواده اش بوده باشدولیک درجالی ګیر افتاده است که نه روی به مردم دارد ونه امیدی به ترحم بادرانش .به همین دلیل رسوایی قبول پیمان امنیتی با امریکا رابه ویتو ګرفته است.  مخالفت وپا فشاری آقای کرزی درین مورد به یقین منابع امریکایی را در وضعیت مشابه با آنچه با نوریګا داشتند قرار داده است.

سفرهای عجولانه وتهدید آمیزمشاور امنیتی اوباما ،سخنګوی وزارت خارجه ،نماینده ای اوباما در مسایل افغانستان پاکستان ودها جنرال وبالادست ای دیګر امریکایی به کابل همه وهمه نشانه ای سر درګمی وسراسیمګی منابع امریکایی است.در جمع این سفرهای هوشدار دهنده سفرچک هګل وزیر دفاع امریکا به کابل میتواند حوادث غیره منتظره را به دنبال خود داشته باشد.او با حامد کرزی با آنکه رسانه نوشته اند که به مهمانی فراخوانده شده بود روبرو نمی شود.با وزیر داخله آقای داؤدزی دیدار نمیکند برعکس با آقای بسم الله محمدی دور یک میز قرار میګیرد.درین نشست آقای سالنګی به نمایندګی وزارت داخله پذیرفته می شود. در نشست شمار جانب امریکایی نزدیک به ده نفر است در حالیکه به شمول آقای جنرال شیر محمد جانب افغانی از سه نفر تجاوز نمیکند.با توجه به عکس رسانه ها ازین نشست به اصطلاح دو جانبه ترجمان یا صورت نویس مجلس نیز یک نظامی امریکایی است. آقای چک هګل به یقین میداند که بسم الله محمدی وسالنګی از چهره های همان الیانس اند که دردراشغال افغانستان درحد خود زمینه ساز برای تجاوز بیګانګان بودند. از آمدن ناګهانی وزیر دفاع امریکا به کابل وبراه انداختن نشست یاد شده میتوان ګفت که اهداف سوال براکیزی را درنظر داشته است.از جمله میتوان به اهداف ذیل اشاره کرد

یک : وزیر دفاع امریکا با ادامه ء اظهارات جان کیری وسایر مقامات امریکایی بخاطر این امر به کابل آمده است تا تعهد بسم الله محمدی را در حالت خاص برای امضای پیمان امنیتی بدست آورد.از آن فرصتی که جان کیری امضای پیمان امنیتی را با وزیر دفاع وسرپرست وزارت خارجه مطرح کرد،هردو وزیرحد اقل به حیث اعضای کابینه ای کرزی کوچکترین مخالفتی اظهار نکردند،وآقای مقبل عثمانی در نشست وزرای خارجه ناتو با کلماتی سخن ګفت که بیانګر آماده ګی او برای امضای این پیمان بود.جالب است که وزیر دفاع،سرپرست وزارت خارجه وآقای سالنګی هرسه از همانهایی اند که  در اشغال ویا دست کم دراستقبال وهمکاری با اشغال سهم داشتند.

دو:دور یک میز قرار ګرفتن چک هګل با محمدی وسالنګی نه تنها هوشداری به کرزی است بلکه تحریک شمال وجنوب را نیز میتواند درپلان داشته باشد.

سه:چک هګل واضحاً اعلام داشت که درصورت امتناع حامد کرزی واشنګتن راه های دیګری را درنظر خواهد ګرفت. با آنکه او یک راه را ترک کامل افغانستان خواند ولیک تهدید وهوشدار اومیتواند بیان این هم باشد که نوع عمل نظامی ضدحامد کرزی را روی دست ګیرند.ملاقات با محمدی وسالنګی خودګویای یک چنین خطری است.وزارت دفاع دراختیار محمدی ووزارت داخله بصورت معلوم در اختیار سالنګی است. داود زی در آن سمبول بیش نیست. حضور مسلط نیروهای امریکایی وناتویی در کابل با اندک تفاوت درست همان حالت پاناما را نشان میدهد

چهار: جالب است که درین معرکه آقای اوباما نوع سکوت اختیار نموده است.این سکوت معنیش چیست.آیا او دیګر بر پلانهای نظامیان  امریکایی وشبکه های سیا حاکمیت ندارد ویاګذاشته است هرچه آنها لازم میبینند انجام دهند و او آخرین سخنش را که به یقین در مورد سرنوشت حامد کرزی خواهد بود ،بعد از یک عمل انجام شده بیان خواهدکرد.متهم ساختن حامد کرزی به دیکتاتوری واشنګتن میتواند اورا متهم به فساد،دست داشتن با مافیای مواد مخدر وتقلب در انتخابات متهم وبا میدیای نیرومند خود وګماشته ګانش ضربه زدن اورا توجیه کند ، حامد کرزی حامد کرزی پل های عقبی را یکسره فروریخته است حال ناګزیر است که تا پایان راه به مقاومت خود ادامه دهد. سرنوشت نوریګا یا چیزی دیګری این را وضعیت روزهای نه چندان دورروشن خواهدکرد.

Comments are closed.


Hit Counter provided by technology news