پشت پرده ای از سناریوی امتناع در معادله قدرت کرزی

محمد امین فروتن

 

پشت پرده ای از سناریوی امتناع در معادله قدرت کرزی

 

بخش سوم

محمد امین فروتن Monday, 09.12.2013, 06:02am (GMT)   

                 گروگان گیریی مظلومیت یک قوم  

درقسمت های قبلی بر این توضیح تأکید کردیم که کالبد بیمار و تاریخی  حیات چندین هزار ساله مردم افغانستان را ویروس استخاره !! گرفته وکسی را که با سحر ساحران و جادوی جادوگران از صندوقچه به ظاهر زیبای دموکراسی و بازار آزاد و با مُهر کنفرانس تاریخی « بُن» بیرون آورده شده است به هذیان گوئی رسیده است حتی با ولی نعمتان اش شاخ به شاخ میشود و دوستان  و دشمنان اش ، گروه ، گروه  از وی در حال گریزاند !! امروز وقتی یک فیلم حیات سیاسی نلسون ماندیلای فقید یکی از رهبران بزرگ افریقای جنوبی که شیوه های مبارزاتی زندگی وی الهام دهنده اکثریتی از نهضت های آزادی بخش دنیا گشته است  را که به مناسبت بزرگداشت مقام داهیانه آن رهبر بزرگ از شبکه جهانی BBC منتشر میگردید میدیدم آنگاهی که آخرین دوران حیاتش را مینگرستم یک کُپی برداریی مسخره آمیزی از نوع گام زدن اش در رفتار آقای حامد خان کرزی در یافتم ، ودریافتم که چگونه این کالبد پوکی از تمسخر و استهزأ سعی دارد قامت آن سردارو رهبر مبارزات آزادی خواهانه و عدالت طلبانه ای ازمبارزین راستین  جهان  را با چنین حرکات تقلیدی و مصنوعی مافیائی مسخ کند ؟ برای اینکه فرصت نیست و هم اینکه بحث را با این حکایت طولانی نکنیم و مختصر زمینه ای برای بحث مفصل در ائنده داده باشم به این تشابه مسخره آمیزی اشاره نمودم تا شما عزیزان نیز با تأ مل عالمانه تان فرصت یکبار دیگر باز بینی این واقیعت را دریابید

 

                       هذیان گویی های سرخ  از زبان یک جنرال !

 قبل از آنکه به حکایت پشت پرده ای  استعفای پیر سید حامد گیلانی فرزند ارشد و جانشین پیر سید احمد گیلانی از معاونت کمیسون تدارکاتی لویه جرگه پیمان امنیتی افغانستان با امریکا را  ازهمان جائی آغازکنیم که بخش دوم بر آن پایان یافته بود به درد تازه ای اشاره میکنم که با دریغ و تأسف به گفته ء شاعر بلند آوازه  زبان پشتو که میگوید : هم می وؤ ژنی په خپله هم پرما باندی ژړا کا – څه ښه یار دې ښه یی مینه وژل هسې  شیون هسی ! در این هنگام که کارگزاران مافیای حاکم جوهراتحاد و همزیستی تاریخی  مردم افغانستان  را به عنوان بزرگترین پایگاه فکری جامعه ما شناخته است و همه جناح ها ی اجتماعی و اعتقادی در این اصل موافق اند که در جغرافیای بنام افغانستان همه اقوام اعم از ازبک -پشتون -تاجیک -هزاره و دیگر ملیت های خورد و بزرگ ، همچنان طبقات و شعبات اجتماعی و مذهبی صاحبان اصلی این سرزمین به حساب می آیند توطئیه بزرگ دیگری را که زاده ءعوامل پیدا و پنهانی است براه انداختند ، توطئیه ای که بسیاری از ملت ها را با میتود ترزیق باد برتریی جویی  قومی و نژادی ازپا درآورده اند .

 

اکنون بهتراست  که جهت یافتن چهره اصلی و معالجه مناسب به زمان این ویروس سخنان یکی از بلندرتبه ترین کارمندان استخباراتی رژیم فقید دکتور نجیب الله یعنی کسی بنام جنرال عبدالواحد طاقت رئیس یکی از شعبات مهم خدمات امنیت دولتی افغانستان “خاد” را که پس از سقوط رژیم فقید دکتورنجیب الله مانند دیگر اعضای حزب دموکراتیک خلق افغانستان دررژیم های که پس از سقوط رژیم  فقید دکتور نجیب الله بویژه پس از حوادث خونین یازدهم سپتمبر ۲۰۰۱ میلادی در جدارهای از قدرت قراریافتند و آقای جنرال طاقت نیز پس از آزمائیش و طی نمودن پله های زیادی بحیث رئیس مرکز استراتیژیک افغان که گفته میشود از همان  ازدالر های که حکایت آن را چندی قبل به استناد به یک گزارش روزنامه معروف امریکائی  واشنگتن پُست Washington Post  شهره عام و خاص شد ومانند باران ” رحمت ” بر« شورای امنیت ارگ شریف !! »  می بارند حق الشلوغ !! اخذ میدارند گوش فرا دهیم و بشنویم که این بیمار روانی از ذهن بیمارش چه طراوشات و فرمأیشاتی  دارد و آن دالر های مبارکه دارای چه ثواب ها وبرکاتی اند  !! ؟

http://www.youtube.com/watch?v=x7pToNHPC0w

لازم است در اینجا و در مقام یک شهروند معمولی وا بسته به قوم پشتون برائت ام را از اینگونه اظهارات اعلام کنم و اعلام میکنم که غریزه ء هرنوع خشونت ، جنایت  و برتری جوئی ها در سرشت وفطرت انسان نهفته است اما به عنوان یک نویسنده و روشنفکر نه میتوانم عوامل و ریشه های این پدیده ذشت  انسانی را نادیده گرفت زیرا  گذشته پرستی و غرورهای متعلق به آن آنگاه که به صورت یک پروژه و یک عمل اجتماعی اجرأ و عملی گردد لزومأ دربطن  مناسبات و شرائط حاکم بر جامعه باید مورد مطالعه قرار گیرند ، زیرا عصرما عصری است که سخت پریشان حال شده است و انسان این سرزمین با همه داشته ها و افتخارات اش در عین جستجوبرای نقشه راه و ایدیولوژی نجات ،  تنها راه را در این میبیند که ناگزیردر این خیطه تاریخی و جغرافیاوی انبوه مشکلات و سرگردانی ها را به تنهایی تحمل کند ودر وهله اول ازهویت وگذشته تاریخی اش خود متنفر گردد و در ثانی با شیوه غیراخلاقی و غیر مدنی افکار عامه را به وجد آورد و تحریک کند . شاید نه میدانند و یاهم متوجه نه شده اند که اگر ما ازیکسو محکوم به زندگی در جهانی هستیم که به دلیل سلطه لایتنهی انسان بر طبیعت و هستی به دهکده ای مبدل شده است لهذا لزومأ باید در حوزه اجتماعی و فرهنگی حیات نیز از قوانین واحدی متابعت کرد که انسان را نه تنها برادر انسان بلکه در یک مسیر واحد فرهنگی و تمدنی با گذشته اش متوصل سازد . بادرد و دریغ که ویروس و جراثیم این بیماریی مهلک  و واگیر بیش وپیش از همه بر تنه های پوسیده و ملمع کاری شده  ای  از روشنفکران و رجال حوزه فرهنگ و ” سیأ ” ست لانه کرده است و این یک مصیبت بزرگی است .

 بدون شک که این نوع برخورد ها خود عکس العمل های را تولید میکنند که هیچگاه به نفع ما و تاریخ باستانی جامعه ما نیست و میتوان با کمی دقت دریافت که جنس و ماهیت این جراثیم از آن آمیب های مفیدی نیست که ازآب و خاک میهن باستانی ما رؤئیده باشند و بتوانند در بازسازیی فرهنگی و ساختار های تمدنی از آن استفاده کرد ، اکنون ببینیم و به سخنان  یکی از شخصیت های نسبتأ مشهوری در تباری از شعرأ وفرهنگیان کشور آقای لطیف پدرام عضو یک  نهاد رسمی و مدنی مملکت درددیده ما  یعنی پارلمان افغانستان که در یک تربیون نسبتأ عمومی بیان کرده است  گوش کنیم که برخی ارزشهای قبول شده ملی و یاهم بحث برسراینکه چگونه باید تابو شکنی کرد وارزشهای ملی را ازنا ملی جدا میسازد ؟و چگونه و با کدامین زبان و کلیماتی  به نقد میکشد ؟

http://www.youtube.com/watch?v=TiSbWrYcW4s

همچنان از تمامی کسانی که این دو کلیپ ضد ملی را دیده اند و شنیده اند احترامانه میطلبم تا با توجه به مؤقیعت حقوقی هردو گوینده یعنی آقای لطیف پدرام  شاعر،نویسنده وفعال سیاسی ودودوره عضو پارلمان افغانستان وآقای جنرال طاقت کارشناس امورنظامی این پرسش را نیزدرذهن خویش پاسخ دهند که سخنان کدام یکی ازاین دو بزرگوارهتاک !!   بستری بوده است که  در این آشفته بازار مافیائی انگیزه بر انگیختن افکار عامه را فراهم نموده است  !، البته جهت معلومات تمامی خواننده گان ارجمند این یاد داشت باید گفت که سخنان جناب لطیف پدرام دست کم پنج سال قبل در یک برنامه انترنیتی بنام پالتاک که جناب شان از شهر کابل بصورت زنده صحبت میکرد و سخنان جناب جنرال عبدالواحد طاقت که همین دوهفته قبل از یک شبکه تلویزیونی بنام ژوندون که از کابل پخش میگردد در یک میز مدوری بیان داشته است و پس از انتشار آن آنگاهی که آقای کرزی حین یک سخنرانی بدون آنکه از آن برنامه نام ببرد برخی رسانه ها بالخصوص تلویزیونهای خصوصی را به تبلیغات ضدملی و فراهم کننده خشنودی خارجی ها و بیگانه ها متهم ساختند ، و بدین ترتیب پروژه یک غیرت مصنوعی کلید خورد و زمین و آسمان را شعارهای کاذب و بی ماهیتی چون : مرگ بر دشمنان وحدت ملی !! فرا گرفت.   هرچند آقای طاقت که با بی طاقتی کامل سیاسی !! از مردم ستمدیده افغانستان ازابراز چنین اظهارات ذشت و بی مایه  پوزش  خواست اما هیچگونه تضمینی و جود ندارد که در آئنده و با فراهم آمدن شرائط لازم این نو ع اظهارات دوباره تکرار نگردد زیرا تنها پوزش طلبی انتزاعی  پس از انجام یک عمل ذشت  مشکلی را حل نه میکند ، نفرت افگنی ، دامن زدن به مؤلفه نفاق ملی و قومی یکی از عمده مسائلی است  که همه جوامع بشری کم وبیش با آن دست و گریبان اند تا جائیکه عده ای باور شان بر این است که وی و قبیله اش بصورت انفرادی و  یک تنه وارث تمامی افتخارات و ارزشهای بدست آورده تاریخی اند ویاهم در همان برهه ای از تاریخ و یاهم هرمقطع دیگری کتله های از یک اجتماع دربرابر این پدیده نفرت انگیز واکنش بالمثل ویاهم سخت تر از آنرا نشان میدهند نه میتوان گفت که ویروس این بیماری بصورت قطع نابود و در حریم تاریخی وجغرافیاوی  یک جامعه و یک قوم ریشه کن ساخته  شده است ، بی آنکه دلیل و تفسیر منطقی وریشه ای درستی برای بیان آن وجود داشته باشند .

          پشت پرده سناریوی امتناع آقای کرزی :

یکی از برجسته ترین توجهاتی که نظام کنونی حاکم بر مقدرات سرنوشت جامعه افغانستان دارد وبدان در چندین وجه پرداخته است خصلت استخاره ای آن است که بصورت دوامدارتوهومات و خرافات تیوریزه شده ،  مظلومیت یک قوم را به گروگان گرفته اند  . لهذا کاملأ طبیعی است که معادله ایمان و  خدمت به مردم از  مدارخدا پرستی و مردم سالاری در گِردابی از روابط مافیائی و خویشاوندی  غوطه ور شده است  و بجای تقویت مؤلفه های عقیدتی که با ایمان مردم تعلق دارند و ضوابط در حوزه استخدام و گزینش  که استعداد های از نسل جوان و بالنده ء ما را مورد نشانه وآزمائیش  قرار  می گیرند ، روی مناسبات قومی  ومؤلفه های  خویشاوندی  حساب باز میکنند . و چنانچه دیدیم  گروه حاکم مافیایی با سخنگویی حامد کرزی برای حصول نتائج مورد نظر به بهانه موافقت نامه امنیتی با امریکا برای برگزاریی مطلوب  و مدیریت صحیح لویه جرگه کمیسیون تدارک لویه جرگه را توظیف نمودند و آقای حامد کرزی در مقام  ریاست جمهوری اسلامی افغانستان ریاست کمیسیون تدارکاتی  لویه جرگه   را به یکی از ولی نعمتان خود همان مرشد استخاره صبغت الله مجددی و مؤتلف خانواده گی اش پیر سید حامد گیلانی فرزند ارشد پیر سید احمد گیلانی مشهوربه آفندی جان آغا با همراهی مرد دیگری از سلاله فقه و شریعت که بلندترین مدارج علمی را با گذراندن چند زمانی در پوهنتون الازهرشریف  مصر با هزاران تملق گوئی ها دریافته است ، واگذار ساختند .

 

یعنی مرشد بزرگی از استخاره جناب حضرت صبغت الله خان مجددی بحیث رئیس ، پروفیسور نعمت الله خان شهرانی از همرکابان فقید استاد برهان الدین ربانی بحیث معاون اول همچنان پیر سید حامد جان گیلانی بحیث معاون دوم کمیسیون تدارک برگزیده شدند ، اما آنگاه که دریکی از شامگاه های  سرد خزانی و در کمال ناباوری خبرکوتاهی از استعفای سید حامد گیلانی معاون کمیسیون تدارک لویه جرگه پیمان امنیتی با امریکا از معاونت کمیسیون تدارک لویه جرگه در خیا بان های نسبتأ خلوت  شهر کابل پیچید پرسش های بی شماری را در نزد کسانی که تحؤلات مربوط با لویه جرگه را با دقت دنبال میکردند بوجود آورد . وقتی آقای سید حامد گیلانی معاون مستعفی کمیسیون تدارک لویه جرگه علت استعفای خود از مقام معاونت لویه جرگه را در پوشش شعار عدم ضرورت لویه جرگه برای چنین امر معمولی اعلام نمودند که  به قول آگاهان امور علت استعفای آقای حامد گیلانی غیر از آنچه بوده که آقای سید حامد خان این گیلانی کوچک عنوان داشته است .    سرانجام روزنامه امت چاپ کراچی از زبان یکی از همراهان مسافرت یکروزه نوازشریف صدراعظم پاکستان پرده از تمامی سناریوی لویه جرگه ای که برای بحث بر معاهده امنیتی با امریکا به کابل فرا خوانده شده بود برداشت و حدس و گمانهای برخی از کارشناسان و آگاهان  سیاسی اوضاع منطقه بویژه تحلیل گران امور سیاسی افغانستان و پاکستان  را درست و صحیح  از آب در آورد . زیرا آنگاه که  نوازشریف صدراعظم پاکستان پس از انجام مسافرت یکروزه کابل به اسلام آباد برگشت روزنامه امت چاپ کراچی در شماره روز چهارشنبه چهارم دسمبرخود  به نقل ازکسی که نوازشریف صدراعظم پاکستان را در سفر یکروزه به کابل همراهی میکرد در بخشی از موافقتنامه امضأ نه شده میان کرزی و نوازشریف  چنین نوشت *:  درصورتیکه برگزاریی انتخابات ریاست جمهوری افغانستان به تعویق بافتد و حامد کرزی از امضای معاهده ابا ورزد برمبنای مذاکرات میان  نوازشریف و حامد کرزی طرح  تشکیل یک حکومت وسیع البنیادی متشکل از تمامی جناح ها به شمول تحریک طالبان و حزب اسلامی افغانستان که ریاست  آنرا آقای حامد کرزی برعهده داشته باشد   مورد بحث قرار خواهد گرفت ….. درروشنی این گزارش افشاگرانه بسیاری ازمعادلات چند  مجهوله سیاسی مربوط به تدویر لویه جرگه برای قرار داد امنیتی امریکا واضیح گردید ویاهم دریچه ء تازه ای بروی تحلیل گران و آگاهان امور سیاسی افغانستان و جهان گشوده شد ….

ادامه دارد 

Comments are closed.


Hit Counter provided by technology news