بارتباط اوضاع وطن، تقبل انتقاد بالای خود قابل تقدیراست

هاشمیان

داکتر سیدخلیل الله هاشمیان                       

      5 دسامبر 2013

بارتباط اوضاع وطن، تقبل انتقاد بالای خود قابل تقدیراست!

درنزدمن چنین احساس پیداشده بود که آقای ولی نوری درمقابل مقالات من حساسیت پیداکر ده و هم انتقاد بالای خود رانشرنمیکند . احساس اول هنوز رفع نشده ، ولی احساس دوم با نشر مقالۀ شاغلی داکتر نبی مصداق  نه تنهاکاملا رفع گردید، بلکه جرات پیداکردم من هم چیزکی بنویسم که محتوی آن شاید مورد پسند دوست گرامی ام آقای ولی نوری قرارنگیرد. 

دنگ ودهل پیرامون جرگۀ مشورتی از هرطرف شنیده میشود، اما اجازه بدهید “شفتالو بگوئیم ” :      یک) مجلس اخیر درکابل  یک  جرگۀ مشورتی بود، نه لویه جرگه !  لویه جرگه درقانون اساسی ساخت “بوش”  تعریف بخصوص دارد، عین تعریف درقانون های اساسی سابقه وهم درعنعنۀ چند هزارسالۀ “لویه جرگه” وجوداشته است. قانون اساسی ساخت بوش برئیس جمهور درحالات خاص صلاحیت مشوره راداده است ، اما صلاحیت دایرساختن لویه جرگه را برای مشوره نداده است . من این ادعا را نزدهمه قانون دانهای افغان پیشکش میکنم  که اگر میتوانند از زاویۀ معیارهای قانون آنرا رد کنند !

دو) وقتی قبول شودکه ماهیت جرگه مشورتی بود، و رئیس جمهورمحدودیت مشوره راتنها بالای مواد مسودۀ قرارداد امنیتی گذاشته بود ، درحالیکه هیچ ماده ای درمسوده ۀ قرارداد راجع به تعیین میعاد برای امضاء قرارداد وجودنداشت، پس چرا مادۀ سوم درتصویب جرگه، امضاء قرارداد راتا اخیر ماه دسامبرسفارش میکند ؟ ضرب المثل عامیانه را که ” دیوالها موش دارند و موشها گوش” همه شنیده اند. از زبان یکی ازموشها شنیده شد که سفارش و اصرارآقای صبغت الله مجددی و گماشتگان اواین سفارش را درقطعنامه اضافه کرد !

سه) رئیس جمهور از جرگه مشوره خواسته بود، نه امر ! مشوره را باید شنید، اما درهیچ قانون افغانستان  رئیس جمهور مکلف بقبول وتطبیق مشوره نمیباشد، و اگر گفته شود که بحکم عنعنه، رئیس جمهور باید رای و نظرمردم را بشنود، آنگاه  بیائید این  31 ماده  تصویب جرگه را بدقت بخوانیم  وببینیم که آیا رئیس جمهورمکلف شده تنها باساس اخطار مجددی عمل کند یا باساس مشوره ها وسفارشات جرگه ؟

ماده چهارم قرارداد برئیس جمهورسفارش میکند که : ” درامضاء قراردادهمکاریهای امنیتی ، احترام به دین مقدس اسلام، فرهنگ، رسوم وعنعنات مردم افغانستان از سوی ایالات متحده امریکا جدآ رعایت گردد. این قرارداد بین دو کشورمستقل دارای حاکمیت ملی و مساوی الحقوق منعقد وبرای مدت ده سال اعتبار داشته با شد.” همین ماده بذات خود ضرورت ماده سوم، یعنی امضاء قرارداد را درظرف یکماه، زایل میسازد ، زیرا :

مادۀ مربوط به مصئونیت قضایی عساکر امریکا به “دین مقدس اسلام” ارتباط میگیرد، همه علمای دین بجرات تام گفتند که این ماده در تضاد باشریعت اسلام قراردارد، اما جناب ملامجددی گفت :  “بخیر اسلام است” . معهذاجرگه درماده 10 راه گنجشککی برای این معضله پیشنهاد کرده که :     “کوشش صورت گیرد تا محاکمۀ آنعده از پرسونل  نیروهای نظامی امریکا که درافغانستان مرتکب جرم میگردند، حتی الامکان درمحاکم امریکایی در داخل افغانستان صورت گیرد…” باساس این سفارش ، این ماده باید درقرارداد شامل شود که نشده، ولی آقای مجددی اخطارها داد که اگر امضاء نکنی مهاجر میشوم و از وطن می برآیم … ضرب المثلی بیادم آمد که میگویند شخصی اصرار داشت که ” یا با ینگۀ خودهمبستر میشوم، یا بینی خودرا میبرم.”

ماده 11 قطعنامۀ جرگه سفارش میکند که : “پیشبردعملیات و تلاشی منزل به جز از حالت آنی که در فقره سوم ماده سوم قرارداد همکاریهای امنیتی پیش بینی شده، مجاز نمیباشد…”  اولآ فقرۀ “حالت آنی” باید تعریف شود. بارتباط علم معانی که من استاد این مضمون درپوهنتون بودم ودرین رشته  صلاحیت علمی دارم، میگویم که “حالت آنی” درزبان دری چند نوع تعبیر وتفسیرشده میتواند. درامریکا درتشکیلات ریاست جمهورهمیشه یکنفر زبانشناس شامل بوده  تا قراردادهای دولتی و بین المللی را بدقت بخواند تا کلمات ذومعنین درآن وجودنداشته باشد.  اما اصطلاح “حالت آنی”  ذومعنین نی، بلکه کثیرالمعنی میباشد. نکتۀ دیگر که بارتباط این ماده و اصرارامریکا برای داشتن حق تلاشی، بنظرهرافغان میرسد اینست که ما الحمدلله یک سپاه سه لک نفری و پولیس یک لک نفری داریم که افسران زنانه نیر شامل آنست، آیا اردو وپولیس افغانستان این کفایت وتوانایی راندارند که خانه های اشخاص مظنون را مطابق بحکم محکمه تلاشی کنند؟؟؟  اگر دارند، پس ضرورت بعسکر امریکایی برای تلاشی چیست ؟ و اگر ندارند، حکومت چرا پول بیت المال را بالای یک اردوی بی کفایتی مصرف میکند که یک خانه را تلاشی نمیتواند ؟   

درمادۀ 9 2 قطعنامه سفارش شده که : “اعضای لویه جرگه مشورتی  خواستار تسلیمی فوری (19) تن زندانیان افغان که درزندان گوانتانامو بسرمیبرند، بوده وازدولت ایالات متحدۀ امریکا میخواهند تا زندانیان یادشده را بحکومت افغانستان تسلیم نماید.” این تقاضا اگرچه درمسودۀ قطعنامه شامل نبوده و یک تقاضای جدید است ، اما جرگه از رئیس جمهورخوداین تقاضا راکرده است. پس اگراین ماده شامل قرارداد نشود و اینکارهم مستلزم وقت کافی است تا بالای آن مذاکره صورت بگیرد،  بنابرآن شرایط قرارداد درچند مورد قابل تجدیدنظرمیباشد و رئیس حمهوراصولآ و قانونآ تا زمانی نمیتواند این قرارداد راکورکورانه امضاء کند که درموردچهارمادۀ فوق الذکر(سفارشات جرگه) توافق طرفین بصراحت درقرار داد شامل گردد. تا امروز امریکا برای تجدید نظردرمواد قرارداد حاضرنشده، و بتکرار از تهدید کارمیگیرد. مجددی صاحب قرارمسموع  و از زبان موشها تحایفیکه برایش رسیده بود، آنهاراباخود به دنمارک آورد ، او هیچوقت غیرت افغانی را رعایت نکرده ، اکنون اصرار دارد شرایط امریکا رامثلیکه امیرعبدالرحمن قرارداد دیورند راامضاء کرد، کرزی هم بخاطر گل روی مجددی این قرارداد ننگین را امضاء کند. اما برادرش مرحوم مغفور عزت الله مجددی درغربت وفقرزندگی کرد و عزت وحیثیت اسلام وافغانستان راتااخیرحیات شرافتمندانه ومردانه حفط نمود.

موشها گفتند کرزی  مجددی را بحیت رئیس جرگۀ مشورتی تعیین نکرده، بلکه ازجانب مقامات حساس تعیین شده بود. خصلت گردن نرم مجددی درمقابل قدرت و ثروت بهمگان معلوم است ، اعطای لقب “خالد بن ولید” ثبوت این مدعاست . تعیین مجددی باردوم بحیث رئیس  جرگۀ مشورتی ، ازهرجانب که صورت گرفته باشد،  اهانت بود بملت افغان که گویا دربین علماء ودانشمندان ملت 40 ملیونی افغان موسپید دیگری برای اینکاریافت نمیشد؟ وچرا این مقام بقسم  میراث بیک شخص تعلق بگیرد؟ همه دیدند وشنیدند که وقتی نوبت سخنرانی به مجددی رسید، اوبزبان خود بجرگه گفت که: “مردم مرا وطنفروش خوانده …” سپس لستی را ازجیب خود کشید وگفت من قبلا این اشخاص را بحیث معاون ومنشی و ….تعیین کرده ام . همه فهمیدند که مجددی بحیث  رئیس جرگه انتخاب نشده، اورا قبلا تعیین کرده بودند وحالا هم ازدنمارک به ولی نعمت خود مشوره میدهد.  

مواد دیگری هم درقرارداد وجود دارد که من بمنظورجلوگیری از طولانی شدن این مقاله ازمطرح ساختن آنها منصرف میشوم، اما فقط یک مادۀ دیگر را که در آن تضاد منطقی دیده میشود مطرح میسازم. درماده 17 میخوانیم که :”پالیسی خارجی افغانستان بایدهمیشه  مبتنی برحسن همجواری باشد، قرارداد همکاریهای امنیتی نمیتواند تحت هیچ شرایط مخالف این پالیسی باشد. بناء نیروهای امریکایی نمیتوانندازخاک افغانستان برعلیه کشورهای دیگربرای مقاصد نظامی استفاده نماید، مگربه اجازۀ و رغبت حکومت افغانستان. ” 

” پالیسی خارجی مبتنی برحسن همجواری”، یعنی داشتن روابط حسنه با همسایگان، و این درصورتی برای افغانستان میسرمیباشد که مانند سابق ” بیطرف” باشد. کشوریکه بیک ابرقدرت خارجی 9 پایگاه نظامی درخاک خود میدهد، چطورمیتواند “حسن همجواری” را رعایت کندوچطورمیتواند پالیسی خارجی مستقل داشته باشد؟؟؟  ثانیآ آیا اردو واستخبارا ت  افغانستان کفایت وتوانایی کنترول عملیات امریکا را دارد تا مطمئن شده بتواند که ازخاک آن بربیگانگان حمله نمیشود؟؟؟ ایا درین مورد کدام تضمین بین المللی، مثلا از جانب ملل متحد، در قرارداد پیش بینی شده است ؟؟؟ و بالاخره اینکه جملۀ اخیر این ماده ، یعنی “مگربه اجازه ورغبت حکومت افغانستان”، تملم معنی ومفهوم این ماده را نقض میکند. یکی ازموشها ازکابل میگفت که مجددی صاحب اشخاص “گوسفند صفت” را درجرگه دعوت کرده، واین ماده مصداق این ادعا میباشد.

نکتۀ اخیرپیرامون موقف و سرنوشت کرزی ، شناخت من ازجریان اوضاع چنین است که کرزی تا اخیرماه دسامبر قرارداد راامضاء نمیکند، ولی بخاطرفشارشدید بشمول کودتا که از جانب شورای نظار بالای اوواردشده، شاید ازتاریخ اول ماه جنوری که چهارماه دیگربموعد زعامت او باقیمانده،  استعفی کند. درینصورت خلای قانونی بوجودمی آید و امضاء قرارداد اصولا بحکومت آینده محول میگردد، مگراینکه قسیم فهیم دردورهء وکالت خودآنراامضاء کند که عواقب وخیم خواهدداشت.

هموطنان محترم ، من طالب نیستم و جهان بینی من مرا طالب ساخته نمیتواند. موقف من دربرابر مطالبات طالبان درپورتالها نشرشده، من مخالف دوام جنگ وکشتاروبمبهای واسکتی وانفجاری وکنارجاده وبمباردمان هوایی با پیلوت وبی پیلوت بودم واستم، و با (سی.آی.ای) هم سروکاری نداشته ام که نشرات 26 ساله مجلۀ آئینه افغانستان شاهد آنست. باین عقیده ام که ولو امریکا با پایگاهایش برای مدت ده سال دیگر بماند، جنگ وکشتار طرفین بمراتب بیشترازپیشترخواهد بود. من موقف واصرارکرزی را تائید میکنم که امریکا اول باید صلح را رویکاربیاورد، بعدآ پایگاه های خود را تاسیس کند.          

ما میدانیم که بعضی حلقه ها درافغانستان بخاطرحفظ ستاتسکو به امضاء این قرارداداصرارمیورزند اماحق و دین وطن ومردم وخاک حکم میکندعریان بگویم که بخاطر چندملیارددالر امنیت وحیثیت  افغانستان و مردم آنرا بخطرانداختن،  شاه شجاع و ببرک ونجیب را تبرئه میکند. فاعتبروا یا اولی الابصار

 

Comments are closed.


Hit Counter provided by technology news