عوامل آغاز، ګسترش وفاجعه بار شدن مهاجرتها ی افغانی وپیامد های آن

 

ش،حصین

عوامل آغاز، ګسترش وفاجعه بار شدن مهاجرتها ی افغانی وپیامد های آن

(قسمت چهارم)

 

                       

 نوشتن قسمت چهارم این مبحث را آغاز نکرده بودم که رسانه های داخلی وخارجی خبر دادند که عربستان سعودی بیش از سی تن از اطفال مهاجر افغانی  را از آنکشور اخراج کرد.به تصویر فوق نګاه کنید بیشترین این اطفال در سنین کمتر از ده سال قرار دارند. این فرزندان معصوم وطن چګونه،برای چه مقاصدی ،توسط کیها به دنیای روان سوز غربت کشیده شده اند،پرسشی است که تحقیق جداګانهء را ایجاب میکند.از اسلامیت وبشردوستی وهابیت سعودی که اصلاً جایی پرسشی نیست.با اشغال افغانستان که آغازش از تهاجم نظامی امریکا وانګلیس رقم خورد وبعد همهء دنیای سرمایه وماشین جنګی آنرا بدنبال خود کشید.مهاجرت افغانها با دیګرګونیهایی دیګری شکل ګرفت.در مهاجرت های قبلی صرفنظر ازمهاجرت های قسماً سیاسی،در حد توده های عامهء مردم رنګ مهاجرتها بیشتر در چارچوب خانواده وحتی محل وقوم وتبارش صورت میګرفت.به جز مردان وجوانانی که درتلاش کار یابی به سوی پاکستان وایران وکشور های خلیج  تن به مهاجرت میدادند، نشانه هایی از مهاجرت اطفال اساساً غیر قابل لمس بود. درست با اشغال افغانستان بود که فساد ، ناامنی،فقر وبیکاری واز هم پاشیدن تدریجی کانون خانواده ګی مهاجرت اطفال حتی با سنین بسیار کم به شدت آغاز یافت.ګذشته ازکشور های همسایه وکشور های عربی در قاره اروپا وامریکای شمالی کشوری وجود ندارد که در آن ا  طفال با سنین بسیار کم در چهار دیوار هایم ها( مراکزتجمع و نګهداري مهاجرین)شاهد از دست دادن بهترین فرصتهای زندګی خود نباشند.امراض روانی،اعتیاد وفساد نخستین هدیه های اند که از بستر بیمار دنیای سرمایه نصیب این نو نهالان وطن ما میګردد.اکثریت این نو باوګان بدور افتاده از دامان پدر ومادر از فراګیری تعلیم وتربیه محروم اند،سرنوشت خود را در تنګنا وتاریکی روان سوزی غربت ودر عالم از بیچاره ګی ودرماندګی می بینند. بخش ازین اطفال به خانواده هایی ارتباط دارند که یا در داخل وطن فقر وبیچاره ګی مجبور شان ساخته است تا جګر ګوشه های خود را به امید یافتن لقمه نانی به دیاران دیګران روانه کنند ویاهم خود در مهاجرت توان سوز درکشور های همسایه افغانستان از بیکاری وفقر وتهیدستی با مرګ تدریجی دست بګریبان اند وبه حکم بقای زندګی ناګزیر اند که  اطفال شان را برای رسیدن به دنیای غرب  آتحویل قاچاقبران انسانها دهند.یګانه امید این خانواده ها دست یافتن به زمینه هایی است که از آن طریق بخور ونمیری بدست آورند.البته بیکاری همه ګیر ونبود حد اقل امکان زنده ماندن ونیز بحران امنیت نیز بسیاری خانواده ها واطفال را مجبور به ترک وطن ساخته است. درمیان این اطفال فرزندان خانواده هایی نیز قراردارند که در ګذشته ها زندګی نسبتاً مرفع داشتند ولیک تداوم جنګها واشغالګری های مکرر هست وبود شان را از آن ها ربوده وبه کتله های بزرګ فقر وبینوایی پیوسته وبالنتیجه مجبور ګشته اند که اطفال شان را به امید زنده ماندن از آغوش خود به دور ساخته وآنا ن را تحویل دنیای توان سوز غربت نمایند. نګارندهء این سطور مدتی در لندن در یک مارکیت پایان هفته کار میکردم.تلخ ترین خاطره وآزار دهنده ترین لحظات زندګی من هر صبح  درست زمانی آغاز میشد که ګروپ ګروپ از اطفال ونو جوا نان به سن قانونی نا رسیده  وطنم به مارکیت می آمدند ودر برابر هر دکانی باعجز ونیاز تقاضای کار میکردند.کار طاقت فرسا ی ده ساعته ودوازده ساعته با کمترین مزد.این صحنه ها آنقدر تلخ وآزار دهنده بود که در طول هفته از یاد انسان نمیرفت. پرسش اینست که آنهمه هیاهوی رسانه يي،وروشنفکران باخبر وبی خبر از ماهیت تجاوز واشغال که میګفتند،«همبستګی بین المللی!؟» برای صلح ودموکراسی وباز سازی ودریک سخن  برای تأمین زندګی وخوشبختی انسان وطن ما با جیب های پر شان آمده اند. اکنون در کجا اند، آنهمه وعده های کمکهای ملیاردی که با آن سیمای خون وحشت ماشین جنګی خود را میپوشندند،به کجا رسیدند. مګر فاصله فقر وغنی در طی دوران اشغال به بیسابقه ترین نمونهء آڼ در تاریخ بشریت نرسیده است؟.جز نمایشات روبنایی آنهم برای فریب و اغوا وتحمیق  مردم ، این «همبستګی بین الملللی» ارمغانش برای مرم ما چه بود.مردم ما به صلح،امنیت، مصؤنیت،کار،صحت وبهزیستی نیاز داشت.کدام های ازین نیاز های مبرم مردم برآورده ګردید؟جز شوی رسانه یی وتوسعهء معارف که در آن کمیت ها ریشه های کیفیت وبالنده ګی را سوخته است،دیګر چه چیزی از تجاوز واشغال نصیب مردم ما ګشت.چرا سیل مهاجرتها وفرار از وطن دوباره بر مردم ما تحمیل ګشت؟ همین اکنون شمار مهاجرین افغانی درسطح جهان به مراتب بیشتر از سالهای تجاوز قشون سرخ است. تفاوت فقط درین است که در ګذشته ها موج مهاجرتها تا کشور های همسایه وکشور های خلیج میرسید ولیک امروزه کمتر کشوری وحتی جزیرهء پیدا خواهد شد که مهاجر افغانی به آن راه نیافته باشد.درخط این مهاجرتهای جدید یک نقطه جداً قابل تأمل است وآن اینکه در دوران اشغال افغانستان توسط «ارتش سرخ»  بیشترین بخش مهاجرتها از دهات وروستا های افغانستان صورت میګرفت وعمدتاً افراد وخانواده هایی را شامل میګردید که  بی تعلیم یا کم تعلیم  بودند وعمدتاً از وضعیت ظالمانهء امنیتی وفقر وتهیدستی تحمیل شدهء جنګ  به ترک وطن رومیبرند ولیک بعد از اشغال  افغانستان توسط ماشین جنګی غرب برهبری امریکاعمده ترین بخش مهاجرین افغانی  رادر واقعیت نسل چیز فهم،تحصیل یافته ومتخصص  جامعه در برمیکیرد. به این معنی که اشغال در هردو دوره فرار مغز ها را بصورت دردباری تشدید کرد.یک احصایه ء منتشرهء یو ،ان،اچ، سی.آر که به پایان سال ۲۰۰۱ ار تباط میګیرد نشان میدهد که صرفنظر از نزدیک به شش ملیون مهاجر افغانی در پاکستان وایرن به ترتیب.در ،در ایالات متحدهء امریکا ۹۰۰۰۰، در انګلیس ۵۶ هزا، در جرمنی ۱۲۶۳۳۴ ،در استرالیا۱۹،درکانادا ۱۶۲۴۰ ، در تاجکستان ۱۵۳۳۶، در هند ۱۸ هزارودرسویدن،تاجکستان،قطر وترکیه جمعاً حدود ۱۳هزار مهاجر افغانی وجود داشتند.در همین شما رکه البته همه کشور های جهان را شامل نیست،بیشترین بخش آن تحصیل کرده ها وکادرمسلکی وفنی افغانستان بود. ناګفته پیداست که امروزه بعد از ۱۳ سال اشغال غرب ،این شمار به چندین برابر افزایش یافته  است .در واقعیت مغز آګاه جامعه به قوت جا خالی کرده است.آنچه در اشغال جاری به یک فاجعهء تمام عیار رسیده است مهاجرت های داخلی است .احصایه ها نشان میدهد که فیصدی بیجا شدګان داخلی سخت تکان دهنده وقابل تشویش برای آیندهء کشور است.بر حسب احصایه های موسسان بین المللی تا اواخر ماه سپتمبر ۲۰۱۲  جمعأ ۴۴۵۸۵۶ نفر ویا ۷۳۷۶۹ خانوار در داخل کشور مجبور به ترک زادګاه خود شده اند.امار نشان میدهد که  این بیجا شدنها تنها در بین جنوری ۲۰۱۰ تا سپتمبر ۲۰۱۲ به ۸۵ درصد ارتقا یافته است.امار رسمی دولتی نیز مشعر است که تنها درشهر کابل در ۲۷ محل کمپهای بیجاشده ګان دخلی وجود دارند . درین شمار وجود ده محل بود وباش بیجاشدګان که در ولسوالی های ولایت کابل وجود دارند شامل نیست . زندګی همه بیجا شدګان داخلی در کمپهای که مهاجرین خود بر افراشته اند در همه اطراف واکناف کشور در منتهای فقر ،تهیدستی بیکاری وبی خانګیقرار دارد. اطفال  بیجا شدګان داخلی از فراګری تعلیم وتربیه محروم اند.وضعیت مهاجرین داخلی بخصوص در شهر کابل نه تنها یک تراژیدی دردناک انسانی است بلکه اکنون بلند دستان نظام فاسد کنونی از حضور این سیا بختان جامعه چنان به تنګ آمدهاند که با صراحت لحن به تحقیر وتوهین آن مبادرت میورزند.. چنانکه چندی پیش یکی از تلویزیونهای داخلی در همین رابط مصاحبه یا ګفت وشنودی  رابا خانم شکریه بارکزی و خانم فاطمه کیلانی ترتیب داده بود. این هردو خانم «روشنفکر» بالانشین با کراهت لحن مهاجرین داخلی موجود در کمپهای داخل شهر را انسانهای مفت خور ،تنبل،ګدا پیشه وبیکاره میخواندند، وتقاضا داشتند که هرچه زود تر برای حفظ پاکی وصفایی شهر ، این ستم کشته ګان  سیا بخت به بیرون از شهرها رانده شوند.بزرګ ترین خاطره های تلخ مهاجرین افغانی در پاکستان ، توهین وتحقیرو به چشم حقارت دیدن مهاجرین افغانی توسط اتباع پاکستانی بود.امروز انسان وطن ما در داخل کشورش بد تر از پاکستان به دیدهء حقارت دیده میشوند.فاجعه دردبار انسانی درچمن ببرک وسایر کمپهای بیجا شدګان داخلی به جایی رسیده است که هیچ انسانی توان دید وتحمل آنرا ندارد.با این هم تلاش صاحبان قدرت وثروت نه حد اقل ترحم به حال این  بیچاره ګان است بلکه حقارت بد تر از پاکستانی ها را دربرابر هموطنان خود روا میدارند. اعمار شهرک ها برای مهاجرین برګشته به وطن وبیجا شدګان داخلی سالهاست که  بر سر زبانهاست وملیونها دالر کمکهای خارجی را نیز درین زمینه بدست آوردند ولیک تا کنون در هیچ ګوشهء کشور خبری از یک شهرک با حد اقل امکانات مناسب زیست وجود ندارد.معضلهء مهاجرین اکنون قبل از یک معضلهء انسانی یک معضلهء آزار دهندهء سیاسی نیز شده است. هر آن فرصتی که پاکستان  وایران نفوذ واغراض خود را در افغانستان در محدودیت می یابند ، قبل از همه اقدامات دیګر تهدید اخراج وبرګشتاندن مهاجرین افغانی را عنوان میکنند. چرا؟ پآسخ روشن است.نظام فاسد مافیایی  لمیده در دامان ناپاک اشغال نه اراده ونه هم توانایی پذیرش مهاجرینش را دارد. این مافیای مقام ومنزلت وغارت جز فساد، دزدی ومعامله برهست وبود وطن  کاری دیګری ندارد.فقر ، بیکاری ، اعتیاد، وامراض روانی  سرا پآی جامعه را فراګرفته است .امار منتشره ء منابع دولتی وموسسات بین المللی نشان میدهد که بیش از ۶۰ درصد مردم افغانستان درخط فقر قرار دارند، وامراض روانی نیز درهمین فیصدی جاګرفته است، فیصدی بیکاری در قوای بشری بصورت سرسام آوری رشد یافته است،بیشترین بیکاری نسل جوان وتحصیل کرده ګان جامعه را درخود فرو برده است. همین وضعیت  مهاجرتهای مرګبار فعلی را در بین جوانان ونو جونان افزایش بخشیده است .در سیزده سال اشغال زراعت معدوم ګردید،صنایع ملی از پا در آمد،فابریک یا ویران ویا با نازلترین قیمت ها به معامله ګذاشته شدند،تداوم جنګ وونا امنی مالداری را به مرګ ونابودی ګرفت.اشغال ګران با همه وعده های فریب دهند در بخش صنایع کلیدی کوچکترین ګامی بر نداشتند.انجیو های هزار ویک نام با کار های فصلی خود نه تنها کمکهای جهانی را واپس به بانګهای کشور های شان برګشتاندند بلکه هستی مردم مارا نیز چنان مکیدن که سده ها در کار خواهد بود تا کشور ما دوباره به پای خود استاده شود.در چنین وضعیتی در جنب حاد ترین مسایل سیاسی، اقتصادی اجتماعی وفرهنګی کشور، مسأله ء برګشت مهاجرین به وطن، وجابجایی وکار یابی به آنها وپرساختن خلای تعلیمی که بصورت در آوری عمق یافته است  از جمع معضلات است که حل آن دشوار ونادیده ګرفتن آن  زیان بار تر از آنست.اشغال  پی اشغال ودوام عمر مهاجرت هم از درون وهم از بیرون شخصیت انسان جامعهء مارا به شدت زخم زده است . دیګر از آن صفا وصمیمیت ،تعهد وزبان وهویت وکرکتر سنتی افغانی خبری نیست.مسخ شخصیت به اوجش رسانده شده است . درجنین جامعهء به شدت زخم خورده و بیمار به یقین عمر یک نسلی در کار است که آنهم دربهترین شرایط بر معضلات به میراث مانده از اشغالګری ها وفساد فایق آمد. اشغال تخم صدها وهزار ها مصیبت را برای مردم ما به ارمغان ګذاشته است درجمع این همه مصیبتهای هستی سوز ،بحران مهاجرت وبیجاشدن ها نه تنها ساختار اجتماعی جامعه را به شدت ضربه زده است بلکه میتوان ګفت که در آرامترین ومساعدترین حالات باز هم بزرګترین دشواری در برابر دولتهای آینده مسأله اسکان دوباره وعادلانهء مهاجرین خواهد بود.ډرامه های رسوای دموکراسی اشغال ونظامیګری، در پیوند با فساد ګسترده وذو جوانب نظامهای دیګران آورده دیر یا زود به زوالش خواهند رسید .آنچه دوام اشغال ،کشتارهای بیرحمانه، استبداد خونین وفساد پیشه ءمافیایی بر وطن آورده است الګوی آنست که بر عکس ادعا های روشنفکران خود فروخته وفریبخورده، افغانستان صاحب نظام دولتی نه بلکه بسترآرام مافیای قدرت،غارت ، فساد وزر اندوزی به قیمت تباهی تاریخی این وطن است. باور برین است که فقط پایان بلا قید وشرط اشغال وبرچیدن نظام فاسد ومافیایی دست پرورآن میتواند به مردم ما امکان دهد تا برزخمهای خونین خود در استقلالیت وبا ارادهء خودی مرحم کذاری نموده وبرهمه معضلات انباشته ء سالهای اشغال وجنګ های تحمیلی فایق آیند.

Comments are closed.


Hit Counter provided by technology news