شاد روان علامه احمدعلی کهزاد کتیبه های آشوکا

شاد روان علامه احمدعلی کهزاد
کتیبه های آشوکا

                                            بنیـاد فـرهـنگـی کـهـزاد

از دو ماه به اینطرف خبر پیدا شدن کتیبۀ قندهار در رادیو کابل و جراید پخش شده و از زبان ها شنیده میشود. حقیقت این است که در اثر یک سلسله خاک کشی ها که در ین سال های اخیر در حصص مختلف خرابه های شهر کهنه قندهار بعمل آمده و دهقان های محل خاک های خرابه را برای پارو دادن زمین های خود برده میروند بالاخره در آغاز سال 1 جاری  کتیبه ئی روی صخره سنگی در یکی از پوزه های سنگی در شمال شهر 333 گرشک – کوکران –کهنه قندهار، در مجاورت چهل زینه، قریب سرک موجودۀ قندهار به مشاهده دهقان ها و اهالی محلی رسیده است.
در ین کشف دست هیچ یک از هیئت های باستان شناسان خارجی و حفریات دخالت نداشته. کشف خود بخود در اثر عمل خاک برداری بعمل آمده و عامل اطلاع آن در قندهار به مدیر لیسۀ احمد شاه بابا (آقای عبدالباری آشنا)  یک نفر از ریش سفیدان محلی شده و ایشان این خبر را در طی نامه شخصی و دوستانه به این جانب در انجمن تاریخ اطلاع دادند و با اقدام فوری انجمن تاریخ این خبر از راه رادیو کابل و روزنامه های مرکز در افغانستان پخش شد و موزۀ کابل و هیئت حفریات فرانسوی از آن اطلاع حاصل کردند و   هم اطلاع مهم را به استحضار موسیو شراتو مشاور موزۀ کابل و موسیو لوبر و ًمستقیما موسیو کزال اعضای هیئت حفریات فرانسوی رسانیدم.
پس در اثر هدایات فوری آقای کفیل وزارت معارف، موسیو شراتو ایتالوی بحیث مشاور  ، موسیو کزال ،ً موزۀ کابل برای عکاسی و معاینه کتیبه مذکور عازم قندهار شد و متعاقبا از ،یکی از اعضای حفریات فرانسوی که بقصد حفریات در مندیگک روندۀ قندهار بود کاپی هائی در رابر هم ، کتیبه مذکور عکس برداری نمود. مشاور موزه علاوه بر عکس از کتیبه برداشت و در اثر اقدامات مشاور ایتالوی موزۀ کابل و موسیو کزال عضو هیئت حفریات فرانسوی عکس ها و نقل روی را بر کتیبه قندهار به روما و پاریس رسید.
در این فرصت یک مقاله مختصر تحت عنوان کتیبۀ سرپوزه در شمارۀ اول جوزای  مجله آریانا ترجمۀ یک مقاله مشاور 181 مجله ژوندون نشر کردم و بعد در شماره 1333 ایتالوی موزۀ کابل انتشار یافت و چند هفته بعد سر و صدای مطالعه و ترجمه قسمت اول کتیبه از اروپا بلند شد. بدین ترتیب که متن یک مقاله موسیو شراتو که از کابل به روما  1518 جون –(شرق و غرب) شماره مارچ  »ایست اند وست« در مجله ، فرستاده بود
 3
جورنال « انتشار یافت و خبرهائی هم در برخی از جراید و روزنامه های ایتالوی مثل »لوموند«پخش گردید و متعاقب آن مقطوعۀ اخبار  »1518 مارچ 98 – 95ایتالیه شماره پاریس به مشاهده رسید که در آن دانشمندان فرانسوی نتیجه فوری مطالعات خویش را در مورد ترجمه قسمت یونانی کتیبه شایع کرده اند.
اولتر از همه باید تصریح کنم که کتیبه ئی که در شهر کهنه قندهار پیدا شده است به دو  یکی زبان و رسم الخط یونانی و دیگر زبان و رسم الخط ،زبان و به دو رسم الخط است آرامی. قسمت اول و بالای کتیبه که به زبان و رسم الخط یونانی است شامل سیزده و نیم سطر است و قسمت دومی و پایانی کتیبه که به زبان و رسم الخط آرامی نقر شده مشتمل بر هفت و نیم سطر میباشد.
شبه ئی نیست که در میان این دو زبانی که در کتیبه قندهار بکار رفته قسمت یونانی آن نسبت به آرامی آسانتر است و به همین ملاحظه چه در روما و چه در پاریس اولتر به ترجمه حصۀ یونانی متوجه شده و در هر دو جا آنرا نشر کرده اند و در هر دو جا ترجمه حصۀ آرامی را به آینده قریب موکول نموده اند.
سومین پادشاه  »آشوکا« چیز مهمی که فوری باید متذکر شوم این است که در ین کتیبه نام تذکار  »پیو داسی« م.) سلطنت کرده است بصورت 939 – 933سلاله موریا که بین ( اسم دیگر پادشاه موصوف بود و در برخی کتیبه های دیگر هم به  »پیوداسی«یافته و  نواسه ،»بیندو سارا«همین نام خویش را یاد کرده است. آشوکا سومین پادشاه موریا پسر  آئین بودائی را در آریانا در اواسط ،کسی است که با ارسال مبلغان » چندرا گوپتا موریا « قرن سوم ق.م. منتشر ساخت. در وقت هائی که این پادشاه در هند سلطنت داشت علاقه  یعنی از درۀ کابل »اراکوزی«گرفته الی حوزۀ  » گندهارا « از ،های جنوب هندوکش » سلیکوس نیکاتور «و  »چندرا گوپتا موریا« گرفته تا وادی ارغنداب بعد از واقعه جنگ  ق.م. جزء اراضی 301یونانی شامی و شکست اخیر الذکر در کناره های سند در حوالی مفتوحه موریا محسوب میشد و این سلطۀ موقتی در حدود پنجاه سال دوام کرد تا یونانیان باختری نفوذ موریاها را به شرق اندوس (رود سند) عقب زدند و به نوبه خود به فتوحاتی در هند موفق گردیدند.
به اساس شواهدی که در دست است همه میدانیم که آشوکا کتیبه های متعددی در دوران  ً سلطنت خود در نقاط مختلف هند بیادگار گذاشته که آنها را م » فرمان های سنگی « عمولا یعنی (ستون های اخلاقی)  »دهمه تمبهانی«میخوانند و به اصطلاح صحیح تر آنها را میخواندند و کتیبه قندهار از طراز این گونه ستون ها یا کتیبه های اخلاقی است و باید فوری متذکر شوم که قبل برین شواهد یک کتیبه دیگری هم از ین قبیل کتیبه ها در خاک افغانستان دیده شده که پارچه سنگ مثلث نمائی از آن در موزۀ کابل موجود است و بنام  ً »کتیبۀ درونته« سال به اینطرف وجود خارجی دارد. این 30 – 91 شهرت دارد و تقریبا کتیبه بار اول ذریعه یکی از سالنامه های کابل عکس آن به حلقه های علمی اروپا رسیده و دانشمند نارویژی اولین کسی است که خبر آنرا در اروپا پخش کرده است و  »مارگنسترن«
 4
با تذکار نام و  »مستر هیننگ«از طرف چندین تن از زبان شناسان باختری ترجمه شده. شایع کرده  »کتیبه آرامی لغمان«زحمات متقدمان خود رساله ئی در آن مورد تحت عنوان است. متاسفانه این کتیبه بسیار صدمه دیده و از جمله چند سطر باقیمانده هیچ کدام کامل نیست و از روی کلمات جسته پریده واضح استنباط میشود که کتیبه مذکور از جملۀ (ستون های اخلاقی) آشوکا بوده و سفارش هائی مبنی بر خودداری از آزار و قتل حیوانات در آن بعمل آمده. مقصد از ین تذکار مختصر اینجا اینست که تا حال دو کتیبه آشوکا در افغانستان بین حوزۀ لغمان و  »درونته« به مشاهده پیوسته یکی در گندهارا در ننگرهار در حوالی   در آنجا ً جلال آباد و دیگری در حوزۀ اراکوزی در شهر کهنه قندهار در محلی که حتما قدیم ترین شهر حوزۀ ارغنداب در طی قرن سوم ق.م. و پیشتر از آن آباد بود.
ترجمه قسمت یونانی کتیبه قندهار بدون آنکه در جزئیات کلمات دا  چنین ً خل شویم تقریبا است که آشوکا به همان شیوۀ خاص دستورهای اخلاقی خود مردم را از آزار و کشتن حیوانات و صید ماهی منع میکند و میگوید همانطور که من از کشتن انسان دست گرفتم شکاری ها و صیادان هم از شکار و صید خودداری کردند پادشاه موریا مردم را به اطاعت والدین و سالخوردگان و انطفای خواهشات نفسانی و احترام تمام زنده جان دعوت به نوع بشر خوشبختی در روی گیتی پهن  »پیوداسی«میکند و میگوید با اشفاق و ترحم  قرار ، از نقطه نظر ادب و تاریخ از کتیبۀ قندهار بدست می آید ً گردید نتیجه ئی که عجالتا آتی است:
الف: آئین بودائی در اواسط قرن سوم ق.م. از گندهارا گرفته تا حوزۀ ارغنداب در زمان آشوکا انتشار یافته و کتیبه مذکور اولین کتیبه ئی است که در زبان یونانی توصیه های اخلاقی آئین مذکور را پخش میکند.
ب: زبان یونانی و رسم الخط یونانی در اواسط قرن سوم ق.م. مقارن زمانی که استقلال دولت یونانو باختری در باختر اعلان میشد در آریانا معمول و مروج شده بود و چون در کتیبه قندهار مقام اولیت با زبان و رسم الخط یونانی داده شده واضح معلوم میشود که زبان مذکور و رسم الخط آن در نقاط مختلف کشور ما متداول شده بود. این امر بسیار حیرت آور است که چطور در چنین تاریخی زبان یونانی و رسم الخط آن در کشور ما رواج یافته است؟ این حقیقت حکم میکند که با احداث اسکندریه ها در آریانا از طرف اسکندر و حوزۀ ارغنداب زبان و رسم الخط یونانی توسط  »اراکوزی«منجمله بنای اسکندریه ئی در   فوری متداول و معمول شد. ،یونانی هائی که در اسکندریه ها جاگزین شدند
معلوم میشود رسم الخط آرامی که  »تاکزیلا«و  »درونته« ،»قندهار« ج: قراریکه از کتیبه  در طی ،مبدأ رسم الخط های آیندۀ رسم الخط های افغانستان و هند و ایران محسوب میشود قرن سوم ق.م. در بیشتر نقاط آریانا مروج بود. چون حلقه های علمی اروپائی هنوز از اظهار نظر در باب ترجمه متن آرامی کتیبه آرامی قندهار خود داری کرده اند راجع به  . باید از خاموشی کار گرفت و منتظر تحقیقات بود ً چگونگی زبان آرامی عجالتا
 5
  ذکر شد از نظر تاریخ قدیم و انتشار بودیزم و ً خلاصه کتیبه قندهار به نحوی که مختصرا تاریخ السنه و رسم الخط ها در افغانستان کمال اهمیت دارد و چون ده ماه قبل کتیبه بزرگ کنیشکا از صفحات شمال هندوکش از سرخ کوتل از بغلان قدیم هم مکشوف شده است، مقایسه این دو کتیبه بسیار مهم که از شمال و جنوب افغانستان بدست آمده است افق جدیدی پادشاه موریا  »آشوکا« از نظرهای مختلف در تاریخ و فرهنگ باستانی ما باز خواهد کرد. امپراطور کوشانی دو تن از بزرگترین پادشاهان روزگاران باستان هستند که  »کنیشکا«و اولی از هند به آریانا و دومی از آریانا به هند فتوحات کرده اند. هر دو از نظر انتشار آئین بودائی و اعزام مبلغان به اکناف آسیا و تشکیل مجالس بزرگ مذهبی و تعمیر استوپه ها و معابد معروفیت زیاد دارند و این هم یکی از اتفاقاتی است که در فاصله چند ماه کتیبه آن  سال شانزدهم، ، دو پادشاه از دو نقطه افغانستان پیدا شده است. /مجله آریانا، شمارۀ هفتم 13 اول اسد 901 ، کابل//نشر مجدد جولای 33 /  بنیاد فرهنگی کهزاد ،
به نقل از سایت آریایی3

Comments are closed.


Hit Counter provided by technology news